( 869 ) امّ حسان
از زمرهى عارفات و زهّاد اهل كوفه است كه با ابويزيد - متوفى به سال 264 - معاصر بود .
حكايت
وقتى سفيان ثورى بر وى در آمد در خانه وى جز حصيرى كهنه نيافت . به وى گفت :
مىخواهى به پسر عموهايت بنويسم تا به حال تو رسيدگى كنند ؛ گفت : اى سفيان ! من هرگز دنيا را از كسى كه قادر بر آن نيست سؤال نمىكنم . اى سفيان واللَّه من دوست ندارم وقتى بر من بگذرد كه در آن وقت از خدا به غير وى مشغول باشم . سفيان با شنيدن اين كلمات شروع به گريه كرد . « 1 »
( 870 ) امّ على ، زوجهى احمد بن خضرويه [ متوفى ]
از اولاد اكابر است . مال بسيار داشت ، همه را انفاق نمود . با يزيد طيفور بن عيسى و ابو حفص عمر بن سلمه را ديدار نموده و از ابويزيد سؤالاتى پرسيده است .
ابوحفص دربارهى وى گويد : مجالست با زنان را مكروه مىداشتم ، تا زمانى كه امّ على را ديدم ، پس دانستم خدا ، شناختن خود را در هر كه مىخواهد مىنهد .
و بايزيد گويد : هر كه مىخواهد راهِ خدا پيشه سازد ، به همّتى چون همّت امّ على ، و يا حالى چون حال امّ على پيشه سازد .
هامش
( 1 ) . رشحات عين الحياة ، شمارهى 595 ؛ طرائق الحقائق ، ج 2 ، ص 97 .