تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 172

مساهمون:

ص١٧٢
بى گمان دلسوزى و عطوفت و رأفت بر او را مىخواهم . چون هنگام مرگش فرا رسيد ، گريست ، گفتند : اين جزع براى چيست ؟ گفت : چرا نگريم ؟ چه كس از من سزاوارتر است به گريه . - « واللَّه ، لو أتيت بالمغفرة من اللَّه ، لَهمَّنى الحيآء منه ممّا قد صنعتُه ، إنَّ الرَّجل لَيكونَ بينه و بين الرّجل الذّنب الصّغير ، فيعفو عنه ، فلا يزال مستحياً منه . » به خدا سوگند ، اگر آمرزش خداوند شامل حالم گردد ، مسلّماً حيا و شرم از آن چه انجام داده‌ام مرا به غم و اندوه وا مىدارد ، زيرا [ گاه ] ميان دو نفر گناه كوچكى واقع مىشود و شخصى كه نسبت به او گناه شده ، گناهكار را مىبخشد ، ولى گناهكار همواره از او شرم و حيا دارد . « 1 »

( 820 ) اسود بن كلثوم

اهل كرامت ، مستجاب الدعوه و صاحب خلوص است . هنگام راه رفتن چشمش از قدمش برداشته نمىشد . مناجات گويند : « فلمّا قدم غازياً ، قال : أللّهم ! إنّ نفسى هذه تزعم فى الرّخآء أنّها تحبّ لقآئك ، فإن كانت صادقةً ، فارزقها ذلك ؛ و إن كانت كاذبةً ، فاحملها عليه ؛ و إن كرهت ، فأطعِم لحمى سِباعاً و طَيراً . . . » وقتى كه به جنگ با دشمنان رفت ، گفت : خداوندا ! نفس من در حال راحتى و خوشى گمان مىكند كه ملاقات تو را دوست دارد ، پس اگر راست مىگويد آن را
هامش
( 1 ) . أعيان الشيعه ؛ طبقات شعرانى ، ج 25 ؛ حلية الأولياء ( طبقات ابونعيم ) ، ج 2 ، ص 102 ؛ تنقيح المقال ( رجال مامقانى ) ، ج 1 ، ص 147 ، شماره‌ى 956 ؛ كرامات الأولياء .