تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 169

مساهمون:

ص١٦٩
ناشناس و گمنام باش ؛ زيرا به همان اندازه كه خود را به ايشان بشناسانى و به آن‌ها مشغول گردى ، بهره‌ات از اوامر پروردگارت را ضايع خواهى نمود . - « من استقام حدَّ الإستقامة لايعوِّج أحداً و من أعوَج لايستقيم به أحدٌ . » هر كس در مرز استقامت پابر جا باشد كسى به واسطه‌ى او منحرف نمىگردد و هر كس كه كج و منحرف باشد كسى به واسطه‌ى او مستقيم و اصلاح نمىگردد . - « الأنس به غير اللَّه تعالى وحشةٌ . » انس داشتن با غير خداوند متعال ، وحشت و تنهايى است . - آفت بنده در رضاى نفس است به آن چه در او است و هر كه در چشم خويش گرامى بود ، آسان باشد بر او گناه او . - هر كه خواهد بشناسد چند است قدر معرفت او به نزديك خداوند ، گو : بنگر تا چند است قدر هيبتِ حقّ در وقتِ خدمت به نزديك تو . « 1 » - از وى پرسيدند : دعاوى از كجا پديد آيد ؟ گفت : « مِن الإغترار و تشويش الأسرار . » از مغرور و فريفته شدن و پريشانى درون و باطن . - پرسيدند : آن چيست كه بنده را از آن چاره نيست ؟ گفت : « ملازمة العبوديّة على السّنّة و دوام المراقبة . » ملازم بندگى بودن بر اساس سنّت نبوىّ - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - و پيوسته مراقب خدا بودن .

( 814 ) ابوالقاسم ، اسماعيل وزير صاحب بن عباد

نادره‌ى دوران و وحيد زمان خويش است كه در علم و بخشندگى ، يكتا بود و در
هامش
( 1 ) . تذكرة الاولياء ؛ رشحات عين الحياة ؛ نفحات الانس ، شماره‌ى 282 ؛ طبقات شعرانى ، ج 1 ص 103 ؛ طرائق الحقائق ، ج 2 ، ص 228 در حاشيه .