مىگويد : از وى سؤال كردم راه حق را چون يافتى ؟ و در طريق حق چون شتافتى ؟
گفت : راه حقّ دور نيست ، كه بشتابيم و ايزد - تعالى - مفقود نيست ، كه دريابيم ، حضرت تعالى از شدت عيان پنهان ، و از كثرت ظهور مخفى از اين و آن است . مگر جمال معنىِ :
« هو أقرب إليه من حبل الوريد » « 1 » ؛ ( او از رشتهى رگ گردن به من نزديكتر است . ) را نديدهاى ؟ و يا به مضمون
وَ هُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ ما كُنْتُمْ
« 2 » ؛ ( و هر كجا باشيد خدا با شماست . ) نرسيدهاى ؟ و معنى :
فَأَيْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ
« 3 » ؛ ( هر كجا روى كنيد همانجا وجه و چهرهى [ و اسماء و صفات ] خداست . ) را نمىدانى ؟ و آيهى :
هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِنُ
« 4 » ؛ ( او اول و آخر و ظاهر و باطن است . ) را نمىخوانى ؟ دريغا ! كه جمالِ
ما رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ
« 5 » ؛ ( هنگامى كه تير انداختى تو نينداختى . ) مشاهَدِ تو نشده ، و عروس
إِنَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ مُحِيطٌ
« 6 » ؛ ( همانا او به همه چيز احاطه دارد . ) در كنار تو نيامده ، تا بدانى كه حضرتِ هويّت را با جميع مظاهر معيّت ، متحقّق است . چنان چه ماهيّت مطلقه را وجود در ماهيّت مجرّده مخلوط ، لاجرم هويّت را سريان در اشياء ، مانند سريان واحد است در اعداد ، چنان چه هيچ عددى بىواحد نيست . و اگر نظر به حقيقت كنى ، در همه مراتب ظهور واحد را است ، و اختلاف به حسبِ تكرار و اضافات است و آن جز امر اعتبارى بيش نيست ، كذلك هيچ موجودى بىمعيّت هويّت ، كسوت شهود نتواند پوشيد ؛ اما ديدار او را هر ديده نتواند ديد ، و چون ديدهى حق بين كسى را حاصل شود و بينش « ليس فى الدّار غيرُه ديّارٌ . » ؛ ( در خانه ، غير از خدا ديّار و كسى موجود نيست . ) ظاهر گردد ، و اختلاف هستى و ما و من پرستى از ميان برخيزد ، دويى و من و تويى
هامش
( 1 ) . مضمون آيهى 16 ، سورهى ق است .
( 2 ) . سورهى حديد ، آيهى 4 .
( 3 ) . سورهى بقره ، آيهى 115 .
( 4 ) . سورهى حديد ، آيهى 3 .
( 5 ) . سورهى انفال ، آيهى 17 .
( 6 ) . سورهى فصّلت ، آيهى 54 .