تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 117

مساهمون:

ص١١٧
به على نفوسهم إذا ادّعوا ولايةَ اللَّه ؛ فإنّ من شأن النّفوس وجودَ الدّعوى للمراتب العالية من غير أن يسلُك السّبيلَ الموصلَ إليها . قال تعالى :
فَتَمَنَّوُا الْمَوْتَ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ
« 1 » . » هر كس دوستيش از جانب خداوند متعال ثابت و استوار باشد ، از مرگ كراهت ندارد و اين وسيله‌ى سنجش مريدين است تا هنگامى كه ادّعاى ولايت و دوستى خدا را مىكنند ، خود را با آن بسنجند ؛ زيرا كار نفوس انسانى ادّعاى مراتب و درجات بالا و والاى ايمان و ولايت است بدون اين كه راهى را كه به آن مراتب مىرساند ، پيموده باشند ، خداوند متعال مىفرمايد : « پس اگر راست مىگوييد ، مرگ را آرزو كنيد . » ) - « للنّاس أسبابٌ ، و سببُنا نحنُ الإيمانُ و التّقوى ، قال اللَّهُ تعالى :
وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرى آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَيْهِمْ بَرَكاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ
« 2 » . » براى مردم اسباب و وسيله‌هايى است ، ولى وسيله و دستاويز ما ايمان و تقوى است ، خداوند متعال مىفرمايد : « و اگر اهل شهرها ايمان مىآوردند و تقوى مىورزيدند ، مسلّماً درهايى از بركات [ الهى ] از آسمان و زمين بر آنان مىگشوديم . - « لن يصلَ الولىُّ إلى اللَّه - تعالى - حتّى ينقطع عنه شهوةُ الوصول إلى اللَّه - تعالى . » ولىّ خدا به خداوند متعال نمىرسد ، مگر اين كه خواسته و شهوت رسيدن به خدا از او گسسته و تمام شود . - عزّت را نديدم مگر در نظر از خلق برداشتن . روزى سگى را ديدم ، قدرى نان همراه داشتم ، پيشش انداختم ، التفاتى نكرد ، نزديك دهانش بردم ، باز التفاتى نكرد ، گويا كسى با من مىگفت : « افٍّ لمن يكون الكلبُ أزهدُ منه ! » اف به حال كسى كه سگ از او زاهدتر است .
هامش
( 1 ) . سوره‌ى بقره ، آيه‌ى 94 . ( 2 ) . سوره‌ى اعراف ، آيه‌ى 96 .