- « إذا ستر الحقُّ من أحدٍ ، لم يهده استدلالٌ و لاخبرٌ . »
هنگامى كه [ حضرت ] حق از كسى پوشيده شود ، هيچ استدلال و خبرى [ و يا : روايتى ] نمىتواند او را رهنمون گردد .
- « لايغرّنَّك صفآءُ العبوديّة ، فإنّ فيها نسيانُ الرّبوبيّة . »
مبادا صفاى بندگى تو را فريفته كند ، زيرا در بندگى ، نسيان و فراموش نمودن ربوبيّت و پروردگارى گنجانيده شده است .
- عبوديّت ، مشاهدهى ربوبيّت است .
- مقرّبين آن قومند ، كه جان ايشان از كدورت بشريّت آزاد گشته و از آفت نفس صافى و از هو اخلاصى يافتند ؛ تا در صف اوّل و درجهى اعلى با حقّ بيارميدند و از غير او رميده ، نه مالك بودند ، نه مملوك .
- يك ساعت عارف به خدا ، بهتر است نزد خدا از عبادت متعبّدانِ هزار ساله .
- از وى نقل است كه : در مقابل كعبه ايستاده بود و لبهاى خود را حركت مىداد ، گويا سؤالى مىكند ، سپس اين اشعار بخواند :
كفى حُزناً أنّى اناديك دآئباً * كأنّى بعيدٌ ، أو كأنّك غآئبٌ
مرا همين حزن و اندوه بس است كه با جديّت و زحمت و همواره تو را
مىخوانم به گونهاى كه گويى من دورم يا گويى تو غايب هستى .
و أسأل منك الفضلَ من غير رغبة * و لم أرَ مثلى زاهداً فيك راغبٌ
و اين كه از تو خواهان كرم بدون ميل و رغبتت باشم ، و كسى را همانند خود كه
هم نسبت به تو بىميل باشم و هم ميل و رغبت داشته باشم ، نمىبينم .
- كسى به وى نوشت :
إذا كان كلُّ الكلِّ فى النّور فانياً * إبِن لى عن أىِّ الوجودين أخبرُ ؟
وقتى تمام و كلّ هستى در نور الهى فانى و نابود گردد ، به من بگو كه از كدام يك
از وجودها خبرت دهم .