يافت . چنان كه گفتهاند ، عراقى به درس فصوص شيخ صدرالدّين حاضر مىشد و در همان ايام كتاب لمعات را نوشت و آن را به شيخ ارائه داد و شيخ نيز وى را بر اين تأليف تحسين نمود .
اين عارف بزرگوار در هشتم ذى القعده 688 چشم از جهان فروبست و پشت سر مرقد محى الدّين عربى در صالحيّه « 1 » دمشق به خاك سپرده شد .
علاوه بر لمعات ، تأليفات ديگرى نيز از وى به جاى مانده ، چون اصطلاحات و ديوان اشعار و غزليات .
شعر
- هم ديده او بايد ، تا حسن رُخش بيند * آن جا كه جمال او است ، ابصار نمىگنجد
جانم دَرِ دل مىزد ، دل گفت : برو ، كايندم * با يار در اين خلوت ، ديّار نمىگنجد
عاشقان چون بر در دل حلقهى سودا زنند * آتش سوداى جانان در دل شيدا زنند
تا به چنگ آرند دردش ، دل به دست غم دهند * ور به دست آيد وصالش ، جان به پشت پا زنند
از سر خوانِ دو عالم بگذرند آزادوار * سنگ آزادى برين نُه كاسهى مينا زنند
از سر مستى ، همه درياى هستى دركشند * چون بترسند از ملامت ، خيمه بر صحرا زنند
هامش
( 1 ) . صالحيّه : روستاى بزرگى واقع در دامنهى كوه قاسيّون ، شمال منطقهى غوطهى دمشق كه قبور بسيارى از صلحا و بزرگان در آن قرار دارد .