تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 365

مساهمون:

ص٣٦٥
- « الطّريقُ واضحٌ ، والحقُ لايحٌ ، والدّاعىُّ قد أسمع ، فما التّحيّرُ بعد هذا إلّامن العمى . » راه واضح و روشن است و حق پديدار و آشكار و خواننده و دعوت كننده سخنش را به گوش‌ها رسانيده ، پس بعد از اين جز نابينا و كوردل سرگردان و سرگشته نخواهد بود . - ترك شهوت بهترين افعال است ، و دوستى آن بدترين احوال . و اگر شهوت نبودى ، غفلت بر خلق ظفر نيافتى . - معرفت آن است كه دوست دارى حقّ را به دل ، و ياد كنى به زبان ، و فرمان برى به تن ، و از غير او بريده شوى . - هر كه خواهد خدا با او بود ، گو صدق را ملازم باشد ؛ كه مىفرمايد :
كُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ
« 1 » با راست گويان بوده باشيد . - تمام بندگى در آزادى است ، و در تحقيق بندگى آزادى تمام شود . - از او پرسيدند : علامت محبتِ محب چيست ؟ گفت : آن كه عظيم نباشد هيچ چيز از دو كَون در دل او ، زيرا دلش پر از ذكر خدا گرديده ؛ و هيچ آرزو نداشته جز خدمت محبوب ؛ زيرا محبّ نبيند عزّت دنيا و آخرت مگر در خدمت محبوب ؛ و نفْس خود را غريب بيند اگر چه در ميان اهل خويش باشد ، زيرا هيچ كس بر آن چه وى بر آن است موافق نباشد در خدمت دوست . - كسى از وى وصيّتى خواست . گفت : « أمِت نفسَك حتّى تحييها . » نَفْس خويش را بميران تا آن كه آن را زنده كنى . احمد از ابراهيم ادهم نقل مىكند كه مىگفت :
هامش
( 1 ) . سوره‌ى توبه ، آيه‌ى 119 .