تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 364

مساهمون:

ص٣٦٤

( 576 ) فخرالدّين احمد ، معروف به سيّد خرَّمى « 1 »

شاگرد اخلاقى و صاحب اجازه و از نوّاب سيد نعمت اللَّه ولىّ - متوفى به سال 834 - مىباشد .

( 577 ) ابوحامد ، احمد بن خُضْرَوْيه بلخى « 2 »

از اعاظم اهل معرفت خراسان است كه در جوانمردى شهرتى بسزا داشت و در همّت و صدق احوال يگانه بود و با ابوتراب عسگر بن حصين نخشبى و حاتم اصم مصاحبت داشت ، وى همچنين ابراهيم ادهم و ابويزيد طيفور بسطامى و ابو حفص حدّاد را نيز زيارت نمود . در سال 240 از دنيا رفت و مزارش در بلخ زيارتگاه اهل دل است . گفتار - « ولىُّ اللَّه لايرسم نفسَه بسيماً ، و لايكون له إسمٌ يتسمّى به . » ولىّ خدا هرگز خودش را به نشانه‌اى علامت نمىگذارد و براى او اسمى كه به آن نام برده شود وجود ندارد . - « من صبَر على صبرٍ فهو الصّابرُ ، لا من صبر و شكى . » صابر كسى است كه بر صبر و شكيبايى ، شكيبا و صابر باشد ، نه كسى كه صبر كند ولى در دل گله و شكايت نمايد .
هامش
( 1 ) . خرَّمى : منسوب به : 1 . خُرَّم ، يكى از روستاهاى اردبيل ؛ 2 . شرقىترين شهر تابع بَلْخ ( از خراسان قديم ) به سوى ناحيه‌ى تبّت . ( 2 ) . بلخى : منسوب به بَلْخ شهر تاريخى و مشهور خراسان قديم ، كه خراب گرديده ، و اكنون روستا و يا شهر كوچكى است در شمال افغانستان .
پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 364 | الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)