تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 363

مساهمون:

ص٣٦٣

( 574 ) احمد خان عيانى جَهرُمى « 1 »

عارف بزرگوارى كه با ارباب حال مؤانس بود و در خدمت عدّه‌اى از اهل معرفت ، به تهذيب اخلاق و تزكيه و تصفيه نفس پرداخت . صاحب رياض العارفين ، هدايت قلى خان - كه در حدود سنه 1260 مىزيست - مىگويد : ملاقات احمد خان مرا دست نداد . شعر
- تو مجنون نيستى تا حسنِ ليلى جلوه‌گر بينى * برو وامِق شو و آنگه نظر كن روى عَذرا را زمانى گوش جان بگشا كه در تسبيح حق يا بى * چو حُجّاج حرم ، آواز ناقوس كليسا را جز يكى بيش مدان ناظر و منظور و نظر * باش يك بين و فروبند دو چشم حولى « 2 »

( 575 ) احمد خبّاز « 3 » ابهرى

اين عارف بزرگوار در قرن سوم هجرى قمرى چشم از جهان فروبست .
هامش
( 1 ) . عيانى : منسوب به عيانه ، از روستاهاى يمن ؛ جهرمى : منسوب به جهرم از شهرهاى استان فارس . ( 2 ) . رياض العارفين ، ص 453 . ( 3 ) . خَبّاز : نانوا و نان پز و نان فروش .