تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 324

مساهمون:

ص٣٢٤
سمرقنديّه ؛ مفتاح النّجاة ؛ روضة المذنبين ؛ بحار الحقيقة ؛ نورالحكمة ؛ فتوح الرّوح ؛ اعتقادات تذكيرات ؛ زهديّات و ديوان اشعار . تفصيل احوال اين عارف بزرگ در كتب مذكور است . شعر
- عاشقى دشوار دان ، چندان كه باشى يارِ خود * چون ز خود بىزار گشتى ، عاشقى دشوار نيست نه در مسجد گذارندم ، كه رندى * نه در ميخانه ، كاين خَمّار خام است ميان مسجد و ميخانه راهى است * غريبم ، عاشقم ، آن ره كدام است ؟ خواستم شرح غم دل به قلم بنويسم * آتشى در قلم افتاد كه طومار بسوخت غَرّه مشو ، كه مركب مردان مرد را * در سنگلاخ باديه پيها بريده‌اند نوميد هم مباش كه رندان باده نوش * ناگه به يك ترانه به منزل رسيده‌اند تا يك سر موى از تو هستى باقى است * آيين دكان خود پرستى باقى است گفتى : بت پندار شكستم ، رستم * آن بت كه زپندار بِرستى ، باقى است « 1 »
هامش
( 1 ) . رشحات عين الحياة ؛ نفحات الانس ، شماره‌ى ؛ طرائق الحقائق ، ج 2 ، ص 261 ؛ رياض العارفين ، ص 38 ؛ روضات الجنّات ، ج 1 ، ص 293 .