از ابوحفص حدّاد پرسيدند : گفت : ملال از سبب .
از حلاج پرسيدند : گفت : ديدار در عجز عِرْقٌ كه احاطه كرده همه را ، چه هيچ جنبشى و قوّتى نيست مگر به او سبحانه .
از شبلى پرسيدند : گفت : در ديدار دل ، فراموش كردن همه كس . « 1 »
( 494 ) ابويعقوب مَزابِلى « 2 » بغدادى
اهل معرفت و از اقران ابوالقاسم جنيد - متوفى به سال 299 - است .
گفتار
از وى پرسيدند : كمال انسانيّت چيست ؟ گفت : « حالٌ يضمحلُّ فيها معالمُ الإنسانيّة . » ؛ ( حالتى است كه تمام نشانههاى انسانيّت در آن نيست و نابود مىگردد . ) « 3 »
( 495 ) ابويعقوب مَيدانى « 4 »
از مشايخ نَصيبين « 5 » است كه در ابتدا سلوك خود ، شبلى - متوفى به سال 334 - را در سفر شبلى به بغداد ديد . « 6 »
هامش
( 1 ) . رشحات عين الحياة ؛ نفحات الانس ، شمارهى 147 .
( 2 ) . مَزابِلى : منسوب به مَزابِل جمع مَزْبَلِه و مَزْبُلِه ، به معناى جايگاه ريختن سرگين مىباشد . انتساب شخص به اين مكانها احتمالًا به علت سكونت او در آن جا بوده است .
( 3 ) . همان ، شمارهى 144 .
( 4 ) . ميدانى : منسوب به : 1 . ميدان زياد نيشابور ؛ 2 . ميدان محلهاى در نيشابور .
( 5 ) . نَصيبين : شهرى واقع در جزيره ، اسم خاص بلد خاص به نام جزيرهى ابن عمر و چندين بلد ديگر از جمله موصل ، سِنجار ، حَرّان ، رقّه ، رأس العين ، آمُد و ميافارقين كه بين دجله و فرات واقع هستند و به همين دليل به آنها اسم جزيره اطلاق شده است .
( 6 ) . همان ، شمارهى 148 .