آيم ، سه بار تو را « قل هو اللَّه » مىخوانم . پس از آب خلاصى يافتم ، 9 سال است بر سر آنم كه به عهد خود وفا كنم ، چون مىگويم : « احد » ، مولايم مىگويد : نه آنم كه تو گويى ، دانى « احد » كيست ؟ باز مىگردم . « 1 »
( 445 ) ابوالمحاسن زنجانى « 2 »
( 446 ) ابو مُحْرِز طُفاوى « 3 »
مردى با كمال و از شاگردان ذوالنّون - متوفى به سال 248 - و معاصران ابوعبداللَّه حفيف - متوفى به سال 371 - است . او از كسانى بود كه راه و روش زيركان را طى مىكرد و خاطرهها و انفاس خويش را مىپاييد و محافظت مىنمود .
گفتار
- « لمّا بانَ للأكياس أعلى الدّارين منزلةً ، طلبواالعلوَّ بالعلوّ من الأعمال ، و عملوا لأنّ الشىءَ لا يدرك إلّابأكثرَ منه ، و بذلوا ما عندهم ، بذلوا - واللَّه - للَّهِ المهج رجآءَ الرّاحة لديه ، والفرجَ فى يوم لايخيب فيه الطاّلبُ . »
از آن جا كه براى زيركان با منزلتترين خانهها از ميان دو خانهى دنيا و آخرت روشن گشته ، با انجام اعمال بلند و و الا خواهان علوّ و بلندى شدند و دانستند كه به هيچ چيز نمىتوان
هامش
( 1 ) . رشحات عين الحياة ؛ نفحات الانس ، شمارهى 422 .
( 2 ) . زنجانى : منسوب به زنجان ، شهر معروف واقع در مرز آذربايجان و اكنون استان مستقل .
( 3 ) . طُفاوى : منسوب به جدّ مادرى به نام طُفاوة .