او بودم تا به مغرب « 1 » مراجعت نمود . از فاس نامهاى براى من فرستاد كه در آن امورى را كه در سير الى اللَّه لازم است ، متذكّر شده بود . « 2 »
( 440 ) شيخ مولى ابوالقاسم بن نجف قلى دماوندى « 3 »
عالمى جليل و شاگرد اخلاقى مولا حسين قلى همدانى است . در سال 1320 قمرى در نجف اشرف از دنيا رفت . « 4 »
( 441 ) شيخ ابوالقاسم نصر آبادى « 5 »
از زمرهى عارفان است كه ابوعلى كاتب - قرن چهارم - با وى صحبت داشت . « 6 »
( 442 ) كاكا ابوالقصر بُسْتى « 7 »
عارفى بزرگ كه خواجه عبداللَّه انصارى - متوفى به سال 481 - در كودكى وى را درك كرد ، ولى او را نديد . « 8 »
هامش
( 1 ) . مغرب : اين واژه در اصطلاح جغرافياى بلاد اسلامى ، مغرب كشورهاى شمال آفريقا ، تونس ، الجزاير ، ليبى و مراكش ( مغرب كنونى ) را شامل مىشود .
( 2 ) . طبقات شعرانى ، ج 2 ، ص 134 .
( 3 ) . دماوندى : منسوب به دماوند ، شهرى در نزديكى تهران .
( 4 ) . طبقات اعلام الشيعه ( نقباء البشر ) ، ج 1 ، ص 77 ، شمارهى 176 .
( 5 ) . نصر آبادى : منسوب به نصرآباد : 1 . محلّهاى واقع در بالاى شهر نيشابور ؛ 2 . محلهاى واقع در رى .
( 6 ) . ر . ك : شرح حال ابوعلى حسن بن احمد كاتب . ممكن است وى همان ابوالقاسم ابراهيم بن محمد نصر آبادى - قرن چهارم - باشد .
( 7 ) . كاكا : برادر ؛ بُستى : منسوب به بست ، شهرى قديمى واقع در افغانستان بين سيستان و غزنين و هرات .
( 8 ) . رشحات عين الحياة ؛ نفحات الانس ، شمارهى 401 .