رضا - عليهالسّلام - در ايوان طلا به خاك سپرده شد . تاريخ وفاتش را عفور گفتهاند كه برابر با 1286 قمرى است .
گفتار
- فهم عقبى زاهدان و عابدان را بود و فهم عيب و هنر خود مريدان را بود و فهم هستىها و نيستىهاى خود راهروان را بود .
شعر
- از دل به دل نهفته رهى ، همچو روزن است * اما دلى كه فطرتش از نورِ ذوالمن است
آن را كه ره به دل نبوَد ، دل نباشدى * مىدان يقين چنين دلى از سنگ و آهن است
دل نور بخش و نور سنان است نور پاك * در وى حجاب اگر بوَد از ظلمت تن است
كردند روح و عقل و ملايك به دل سجود * آنكو نكرد سجده به دل ، اهرمن فَن است
زير و رو كردم من اين ويرانهى تن را مدام * ديدم آخر من كه آن گنجِ امانت با من است
كردمى از اوليا من سِرِّ عصمت را طلب * گشتم آگه من كنون كان سرِّ عصمت با من است
دلى كز عشق مست آمد ، سحر بيدار و هشيار است * چه عاشق را به بزم حق ، سحرگه نوبتِ بار است
صفير مرغ عرشِ حق ، سحر در گوش دل آيد * به باب حق درآ ، عاشق ! كه وقت وصلِ دلدار است