تاليفات او است : آمال العارفين ؛ شرح زيارت جامعه ( كه به چاپ رسيده است ) . « 1 » گفتار
- « صحّةُ العبوديّة فى الفنآء والبقاء . »
بندگى صحيح در فناء و بقاء [ باللَّه ] است .
- « السّكرُ هو أن يغيب عن تميّز الأشيآءَ ، و لا يغيب عن الأشيآءَ . »
مستى آن است كه انسان از تميز دادن بين اشياء غايب شود ، نه اين كه از خود اشياء غايب گردد .
- « أشرفُ الخصال الفتوّةُ ، و خصاصتُها الّتى بها يمتاز عن غيرها ، هو أن لاتشهد لنفسك فضلًا على أحدٍ ، و لاترى لك حقّاً تطالب به أحداً ، بل ترى الحقوقَ واجبةً عليك للكلٍّ ، لا لك . »
جوانمردى برترين خصلتها و صفات است و ويژگىاى كه جوانمردى را از خصلتهاى ديگر ممتاز مىسازد ، آن است كه خود را برتر از هيچ كس نبينى و حقّى براى خويش نبينى تا آن را از هيچ كس مطالبه ننمايى ، بلكه تمام حقوق را نسبت به همگان بر خودت واجب بدانى ، نه براى خودت .
- هر خاطر كه از انديشهى غير بر دل موحّد گذرد ، وى از توحيد محجوب باشد .
- آن كه بشناسد ، با غير نيآرامد ؛ و آن كه دوست دارد ، غير نبيند ، پس بر فعل خصومت نكند ، تا منازع نباشد و بر كرد اعتراض نكند ، تا متصرّف نباشد .
- به منتهاى همّت دل رسيدن ، استهلاك است در شهود جمال و جلال او .
- بُستانى كه تماشاگاهِ عارف است كناره ندارد ، و ميدان معرفت متناهى نيست .
- « إذا رأيتَ الأشيآءَ كلَّها من معدنٍ واحدٍ به عين واحدٍ ، رأيتَ ما لم تؤمن قبل ذلك ، و سمعتَ ما لم تسمع ، و فهِمتَ ما لم يفهم الخلقُ . »
هامش
( 1 ) . طبقات اعلام الشيعه ( الكرام البرره ) ، ج 1 ، ص 455 ، شمارهى 3 ؛ مستدرك .