و خشنودى از تدبير او ، آنان نسبت به دنيا بىميل و رغبت گرديدهاند و به تدبير و كاردانى او براى خودشان راضى شدهاند .
مناجات
- « كرمُك يا سيّدى ! - أطمعنا فى عفوك ، و جودُك أطمَعنا فى فضلك ، و ذنوبُنا تُؤيِسُنا من ذلك ، و تأبى قلوبُنا ، لمعرفتها بك ، أن تقطع رجاءَها منك ؛ فتفضَّل بها يا كريمُ ! وجُد بعفوك يا رحيمُ ! »
اى آقاى من ! كرم و بزرگوارى تو ما را نسبت به عفو و گذشتت به طمع انداخته و جود و بخشش تو ما را به فضل و عنايتت آزمند نموده ، ولى گناهانمان ما را از آن [ عفو و فضل تو ] نا اميد مىگرداند ، و ليكن دلهايمان به خاطر شناخت تو از اين كه اميدشان را از تو قطع نمايند سر باز مىزنند ، پس اى كريم ! فضل و عنايتى به آنها بفرما و اى مهربان ! عفو و گذشتت را ارزانىمان دار .
- « أما [ ليس ] بينَك و بين ملاقاة السّرور و مجالسة الأبرار فى كلّ لذّة و حبورٍ ، إلّاأن تُخرِج نفسَك من بين جنبيك ، والمولى عنك راضٍ . »
آگاه باش كه ميان تو و برخورد با خوشحالى و همنشينى با ابرار در لذّت و شادمانى تمام و كامل ، چيزى حايل نيست مگر اين كه جانت از ميان دو پهلوى [ جسم و تن ] ات بيرون رود ، در حالى كه مولى [ خدا ] از تو خشنود باشد .
سپس گريه مىكرد و مىگفت :
« و أنّى لنا بالرّضا ؟ و نحن نعلم ما عندنا من الخطايا والآثام . »
ما كجا و خشنودى خداوند از ما ؟ و حال آن كه خود آگاهيم كه چه خطاها و گناهانى از ما سر زده .
سپس مىگريست . « 1 »
هامش
( 1 ) . حلية الأولياء ( طبقات ابونعيم ) ؛ ج 10 ، ص 323 .