( 250 ) شيخ ابوالحسن بِشْرى سِنْجَرى « 1 »
عارفى بزرگوار و شاگرد اخلاقى محمّد بن خفيف - متوفى به سال 371 - است كه بسيارى از مشايخ را ديده و از ايشان كلماتى نقل كرده است . خواجه عبداللَّه انصارى ، شيخ ابوالحسن بشرى را در ميان سه نفر از اساتيد خويش ستوده است .
( 251 ) ابوالحسن تيشه ساز
عارف و استادى روشن ضمير و شاگرد اخلاقى كاكا ابوالقصر بُستى - قرن سوّم - مىباشد . ابوالحسن برادر ابومحمّد خادمان است . « 2 »
( 252 ) خواجه فخرالدّين ، ابوالحسن جامى « 3 »
صاحب كشف و كرامات و عجايب و از فرزندان صُلبى شيخ الاسلام احمد جامى - متوفى به سال 536 - است .
شعر
خستهى مِهْرِ توام ، درمان تو دارى ، چون كنم ؟ * از همه عالم ، مرا كم مىشمارى ، چون كنم ؟
هامش
( 1 ) . سِنْجَرى : منسوب به سِنْجَرْ : 1 . مخفّف سِنْجار شهر مشهور و قديمى واقع در شمال عراق مىباشد ؛ 2 . نام جدّ به همين نام .
( 2 ) . ر . ك : ذيل شرح حال كاكا ابوالقصر بستى .
( 3 ) . جامى : منسوب به تربت جام ، از توابع استان خراسان در نزديكى مرز افغانستان كه مدفن شيخ اجمد جام در آن جا مشهور و معروف مىباشد و يا به احتمال خيلى ضعيف منسوب به چندين روستا در اطراف تربت جام .