- متوفى به سال 371 - مىزيست و انساب بزرگى از وى نيز از ثروتمندان بودهاند .
گفتار
از وى پرسيدند : وفا چيست ؟ گفت : آن چه از آن باز آمدى به آن باز نگردى . گفتند : اين خود عامّ است ، خاصّ را چه باشد ؟ گفت : آن كه بدانى از بهر چه آمدى .
( 248 ) ابوالحسن اقطع « 1 » مغربى
( 249 ) ابوالحسن بُسْتى « 2 »
اهل معرفت و از اصحاب ابوعلى فارمدى - متوفى به سال 477 - است . كتابهاى زير از تأليفات او است : تفسير لا إله الّا اللَّه ؛ نصيحت نامه به خواجه نظام الملك ؛ سفر نزولى و صعودى .
شعر
ديديم نهان گيتى و اصلِ جهان * وز علّت و عار برگذشتيم آسان
آن نور سيه ، زِ لا نُقَط برتر دان * ز آن نيز گذشتيم ، نه اين ماند و نه آن « 3 »
هامش
( 1 ) . اقطع : 1 . كسى كه دو دست ندارد : 2 . ناشنوا .
( 2 ) . بُستى : منسوب به بُست ، شهرى قديمى واقع در افغانستان بين سيستان و غزنين و هرات .
( 3 ) . بر اين رباعى شروحى نوشته شده است . رشحات عين الحياة ؛ نفحات الانس ، شمارهى 257 .