« يا أحمدُ ! إجلس مَعَنا ، و لاتبرَح ، فما يذهب النهارُ حتّى تأتيك بعشرين عدلًا تيناً قوتَ عامين . »
اى احمد ! با ما بنشين و از اين جا مرو و تكان نخور ، كه شب نمىشود تا اين كه بيست عدل انجير كه غذاى دو سال است ، براى تو مىآيد .
چيزى نگذشت ، كسى فرياد زد و عدلى از انجير به رسم هديه بر دوش آورد و گفت :
اين يكى از بيست عدل است . و تا شام نشده بود ، بقيّه را نيز آورد . اولاد و فرزندان و عيالم خوشحال شدند و زن از من راضى گشت . « 1 »
( 231 ) ابوجعفر كتانى « 2 »
از بزرگان اهل معرفت حجاز « 3 » و مكّه ، صاحب استقامت و ورع و زهد و تقوى است .
پيوسته به ذكر حقّ تعالى متنعّم بود و ساعات خود را مغتنم مىشمرد . ابوعبداللَّه خفيف - متوفى به سال 371 - به ملاقات وى نايل آمد .
اين عارف بزرگ ، سى سال در مكّه زير ناودان مكان داشت و هر شبانهروز يك وضو مىساخت و زحمت بىخوابى بر خود هموار مىنمود و از اول شب تا به صبح نماز به جاى مىآورد و در هر شبانهروز يك ختم قرآن مىكرد .
حكايت
در ابتدا ، از مادر اجازه سفر حجاز خواست ، مادر اجازه داد . چون بيرون شد حالتى بر
هامش
( 1 ) . كرامات الأولياء .
( 2 ) . اهل تراجم « ابوجعفر كتانى » و « ابوبكر كتانى » را كه نامش « محمد على » است يك نفر برشمردهاند ، لذا احوالات و كلمات هر دو را مخلوط ذكر كردهاند ؛ بر خلاف قدماى مترجمين كه آن دو را يكى حساب نكردهاند ، « ابوجعفر كتانى » را صاحب خوابهاى زياد كه رسول اللَّه - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - را مىديده و سؤالات از وى مىنموده نوشتهاند ، و در مورد « ابوبكر كتانى » چنين جريانى ننوشتهاند . ممكن است « ابوجعفر » هم كلماتى داشته باشد ، ولى به ذكر بعضى از خوابهاى وى اكتفا مىشود . كَتّانى : 1 . پنبه فروش ؛ 2 . حمل كننده كتان .
( 3 ) . حجاز : ناحيهاى وسيع و معروف واقع در كشور عربستان سعودى ( فيما بين خليج عقبه از طرف شمال و درياى احمراز طرف غرب و نجد اطرف شرق و عسير از طرف جنوب ) .