تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 168

مساهمون:

ص١٦٨
مىچيد ، و براى غذاى ايشان مىپخت . سه روز آن جام بودم ، روز چهارم بامداد با من گفتند : زندگانى ما را ديدى ، برو ، كه تو با ما زندگانى نتوانى كرد . مرا دعا كردند و من از ايشان جدا شدم . چيزى نگذشت كه گذرم به بغداد افتاد ، آن جوان را ديدم دلّالى مىكند و مىگويد : « من يزيد . » ؛ ( كيست به قيمت خوب بخرد ؟ ) تعجّب كردم . خوب نظر كردم ببينم وى همان جوان است كه ديده بودم . وى فهميد ، مرا به كنار كشيد و گفت : چرا مىنگرى ؟ گفتم به خدا مىنگرم ببينم تو همان كسى كه در كوه لبنان ديدم . گفت : بلى ، من همانم . پرسيدم : اين جا چه مىكنى ؟ و اين كار تو نيست ! گفت : آرى ، روزى ماهى بريان مىكردم ، در وقت تقسيم ، قسمت بهتر را براى خود نهادم ، بدين جا افتادم . « 1 »

( 228 ) ابوجعفر سومانى « 2 »

اهل معرفت و از طبقه ثالثه است . گفتار - « صديقُك مَن حذَرك الذّنوبَ ؛ و رفيقُك من بصَرك العيوبَ ؛ و أخوك مَن سايُرك إلى علّام الغيوب . » دوست تو آن كسى است كه تو را از گناهان بيم و پرهيز دهد ؛ و رفيق تو كسى است كه تو را نسبت به عيب‌هايت بينا كند ؛ و برادر تو كسى است كه تو را به خداوندى كه بسيار خوب از پنهانىها آگاه است ، همراهى كند . « 3 »
هامش
( 1 ) . رشحات عين الحياة ؛ نفحات الانس ، شماره‌ى 201 . ( 2 ) . سومانى : منسوب به سومان ، بلدى در هند . ( 3 ) . رشحات عين الحياة ؛ نفحات الانس ، شماره‌ى 197 .
پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 168 | الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)