( 229 ) ابوجعفر صيدلانى « 1 »
از اهل معرفت و اقران جنيد - متوفى به سال 299 - و ابوالعبّاس احمد عطاء - متوفى به سال 309 - است كه مجاورت مكه و مصاحبت با ابوسعيد خرّاز را اختيار نمود . « 2 »
( 230 ) ابوجعفر عرينى اندلسى
عارفى بياباننشين و امّى كه نوشتن و حساب كردن نمىدانست ولى هنگامى كه در علم توحيد سخن مىگفت كافى بود كه گوش فرا دهى ، همواره در حال طهارت و رو به قبله و بيشتر روزگارش روزه بود . وى را صاحب كرامات و يكى از مشايخ محيىالدّين عربى - متوفى به سال 638 - برشمردهاند .
حكايت
از او نقل است كه مىگفت : در ابتدا امر كه در فكر انس با حقّ سبحانه شدم ، قوت ساليانه عيالم هشت عدل انجير [ كه هر عدلى صد رطل مىباشد ] بود . چون در خلوت شدم ، عيالم مرا صيحه زد و فحش داد و گفت : برخيز به دنبال كارى برو ، و مخارج سال اولادت را فراهم ساز و اينگونه خاطر مرا آشفته ساخت . با خدا در مناجات شدم ، و گفتم : عيالم ميان من و تو حايل مىشود و مرا رنج مىدهد ، چنان چه انس با خودت را مىطلبى مرا از اين ناراحتى خلاصى بخش ؛ و چنان چه مرا نمىخواهى به من بفهمان .
از درون مُلْهَم شدم كه :
هامش
( 1 ) . صيدلانى : 1 . منسوب به صيدلان ، موضع يا وادى است در فارس ؛ 2 . فروشندهى عطر ، ادويه و گياهان دارويى .
( 2 ) . رشحات عين الحياة ؛ نفحات الانس ، شمارهى 198 .