نكوفتى ؛ چه شناختِ وى ، مستلزم شغل ماست به دو ، و مشغول وى را اين وسوسه نباشد . » چون آن سخن بشنيدم ، برفتم . « 1 »
( 209 ) ابوبكر موازنى [ موازينى ] « 2 »
استاد شيروانى صغير ، معاصر شبلى جعفر بن يونس - متوفى به سال 334 - است .
حكايت
از موازينى نقل است كه از ابوبكر بن خبّاز شنيدم كه مىگفت : روز عيد قربان نزديك جمره بودم ، درويشى را ديدم كه در دست كوزه يا ركوهاى داشت مىگفت :
« يا سيّدى ! تقرب النّاسُ إليك بذبآئحهم و قرباناتهم ، و لستُ أملك الّا نفسى .
فشهق شهقةً و مات . »
اى مولاى من ! مردم با حيوانهاى سربريده و قربانىهاشان به تو نزديك شدند ، و من چيزى غير خودم را مالك نيستم ، پس فرياد بلندى زد و مرد . « 3 »
( 210 ) ابوبكر موصلى « 4 »
از اهل است كه عبداللَّه زرعى دمشقى - متوفى به سال 848 - با وى مصاحبت اخلاقى داشت . « 5 »
هامش
( 1 ) . رشحات عين الحياة ؛ نفحات الانس ، شمارهى 243 .
( 2 ) . موازنى / موازينى : منسوب به مَوازين جمع ميزان به معناى ترازو ، سازنده يا فروشندهى ترازو .
( 3 ) . رشحات عين الحياة ؛ نفحات الانس ، شمارهى 241 .
( 4 ) . موصلى : منسوب به مَوْصِل شهر قديمى و مشهور واقع در شمال عراق .
( 5 ) . ر . ك : شرح حال عبداللَّه زرعى دمشقى .