تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 156

مساهمون:

ص١٥٦
پس اگر سالم ماندى ، تو گرامىترين كسى هستى كه او مىخواهد و اگر هلاك شدى ظلمى بر تو در اين ميان نرفته است .
من ذاق كأسَ الخوف ، ذاق بذرعه * حتّى ينال مراده ، إن نالا
هر كس كه جام خوف را چشيد ، به دست خود چشيده تا اين كه به مرادش برسد ، اگر برسد .
حاشا مؤملُ سيّدى مِن بَخسه * جلّ الجوادُ إلهُنا و تعالى
بسيار دور است كه آرزو كننده مولاى من خسارت كند و بزرگ و برتر است معبود جواد ما [ از خسارت رساندن به مشتاقانش ] . « 1 »

( 208 ) ابوبكر مغازلى مصرى « 2 »

اهل معرفت و معاصر با ابوالحسن ، على بن محمد مزيّن - متوفى به سال 328 - مىباشد . حكايت ابوبكر گويد : خواستم ابوالحسن مزيّن را آزمايش كنم ، به در خانه وى رفتم و در بكوفتم و گفتم : « يا أهل الدّار ! واسئونى بشىء . » اى اهل خانه ، چيزى را بدهيد و با من مواسات و همدردى كنيد . به عيال خود گفت : « اى مؤمنه ! به وى چيزى بده كه اگر او خدا را مىشناخت ، در ما
هامش
( 1 ) . حلية الأولياء ( طبقات ابونعيم ) ، ج 10 ، ص 309 . ( 2 ) . مَغازلى : منسوب به مَغازِل جمع مَغْزَل و يا مَغْزِل و يا مُغْزَل به معناى : 1 . ابزارى است كه با آن پشم و پنبه و مانند آن ريسيده و تافته مىشود ؛ 2 . كسى كه پيشه‌اش ساختن چنين وسيله‌اى باشد ؛ 3 . سازنده‌ى پُتك كه براى كوبيدن غلّات به كار مىرود ؛ مصرى : منسوب به كشور معروف مِصْر واقع در شمال شرقى آفريقا .
پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 156 | الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)