در زيارت اميرالمؤمين و امام حسين - عليهماالسّلام -
954 . « أنقِلبُ على ما شاءَ اللَّهُ ، لا حولَ و قوّةَ إلّابِاللَّه ، مُفوِّضاً أمرى إلى اللَّه ، مُلجِئأ ظَهرى إلى اللَّه ، متوكِّلًا على اللَّه ، و أقولُ : حسبِىَ اللَّهُ و كفَى سِمعَ اللَّهُ لِمن دعا ليس وراءَ اللَّهِ و وَرائَكم . يا سادَتى ! مُنتَهى ما شاء اللَّهُ ربّى كان ، و ما لم يشاءُ لم يَكن . » « 1 »
دگرگونى و و تحول من برخواست خداوند است ، هيچ جنبش و نيرويى جز به او نيست . كارم را به او واگذار مىكنم و تكيهام بهاوست و توكل و اعتمادم بر اوست و مىگويم : خداوند مرا كافى و بس است . خداوند دعاى دعا كنندگان را مىشنود . فراتر از خداوند وشما اى سروران من ! مرزى نيست . هر چه خدا بخواهد مىشود و هر چه نخواهد نمىشود .
زيارت ديگرى از حضرت - عليهالسّلام -
955 . « أللَّهمَّ ! إنّى أريدُك ، فأرِدنى إنّى ، و أقبَلتُ بِوجهى إليك ، فلا تُعرِضْ بِوجهك عنّى ، و إنّى قَصدتُ إليك ، فتقبَّل مِنّى . . . أللَّهمَّ ! أنتَ السلامُ و منكَ السلامُ ، و إليك يَعودُ السّلامُ وَ أنتَ معدِنُ السّلامُ . حُيّيِنا ربَّنا منك بِالسّلام ، و الحمد لِلّه الّذى لم يَتّخِذْ صاحبَةً و لا ولداً ، و الحمدُ لِلّه الّذى خَلَق كلَّ شىءٍ ، فَقَدّره تقديراً . السّلامُ عليك يا أبَاالحسن ! . . . » « 2 »
خداوندا ! من اراده تو دارم ، پس تو نيز اراده مرا داشته باش و رو به تو آوردهام ، پس تو رويت را از من بر مگردان و تو را قصد كردهام ، پس از من پذيرا باش . . . خدايا ! تو سلامت و امنيتى و سلامت وامنيّت از توست و به تو بر مىگردد و تو كان و سرچشمه آنى . خدايا ! از جانب خودت ما را با سلام زنده كن و حيات بخش و ستايش ويژه خداوندى است كه همسر و فرزندى ندارد و ستايش از آن خداوندى است كه همه چيز را آفريد و برايش اندازه قرار داد . سلام و درود بر تو اى اباالحسن !
هامش
( 1 ) . بحارالانوار ، ج 97 ، ص 308 .
( 2 ) . بحارالانوار ، ج 97 ، ص 334 .