عرش او بر آب بنا نهاده شد ، در آن هنگام كه هيچ خورشيدى نمىدرخشيد و هيچ ماهى گردش نداشت و هيچ دريايى جارى نبود و هيچ بادى نمىوزيد و هيچ آسمانى ساخته نشده بود و هيچ زمينى گسترش نيافته بود و هيچ شبى تاريك نبود و هيچ روزى پوشيده و پنهان نبود و هيچ چشمهاى نمىجوشيد و هيچ صدايى شنيده نمىشد و هيچ كوهى برافراشته نبود و هيچ ابرى ايجاد نشده بود و هيچ انسانى آفريده نشده بود و هيچ جنّى خلق نشده بود و هيچ فرشته بزرگوارى و شيطان رانده شدهاى و سايه گستردهاى و چيز قابل شمارشى وجود نداشت . ستايش از آن خداوند است كه اهل حمد و ستايش را دعوت به حمد و ستايش نمود تا او را بر زيادى نعمتها و احسانش ستايش كنند . احسان و الطاف نيكوى او از ستايش ستايشگران پيشى گرفته و جلال و عظمت او از بيان و وصف توصيفگران گذشته است . او سزاوار هر ستايشى و نهايت هر ميل و رغبتى است .
. . . خداوندا ! گوشهاى قلبم را براى شنيدن ذكر و يادت بگشا .
از دعاى حضرت در روز عرفه
948 . « و خضَعَ لك كلُّ شىءٍ ، و انقادَ لِلتسليم لك كلُّ شىءٍ . » « 1 »
و هر چيزى براى تو خاضع و خاكسار و در برابر تو تسليم و رام است .
از دعاى روز غدير
949 . « أللَّهمَّ ! إنّا إليكَ نُوجِّهُ وجوهَنا فى يوم عيدِنا الّذى شرَّفتَنا فيه بِولاية مَولانا أميرِ المؤمنينَ ، علىِّ بنِ أبى طالبٍ صلَّى اللَّهُ عليه و آلِه ، عليكَ نتوكَّلُ و بِك نَستعينُ فى أمورنا .
أللَّهمَّ ! لك سجَدتْ وجوهُنا و أشعارُنا و ابشارُنا و جلودُنا و عروقُنا و أعظُمُنا و أعصابُنا و لُحومُنا و دِماؤُنا . » « 2 »
هامش
( 1 ) . بحارالانوار ، ج 95 ، ص 263 .
( 2 ) . بحارالانوار ، ج 95 ، ص 302 .