معاويه بن وهب گفت : اى فرزند رسول خدا ! در مورد روايتى كه مىگويد پيامبر - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - پروردگارش را مشاهده كرد ، به من بگوييد : پيامبر - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - ، خداوند را به چه صورتى ديد ؟ و نيز در مورد حديثى كه دلالت دارد اهل ايمان پروردگارشان را در بهشت مىبينند ، به من توضيح دهيد ، او را بر چه صورت و شكلى مىبينند ؟ حضرت صادق - عليهالسّلام - تبسّمى كرد ، و سپس فرمود : اى معاويه ! چه قدر زشت است كه انسان ، هفتاد يا هشتاد سال عمر كند و در مملكت خداوند زندگى كند و از نعمتهاى او بهرهمند گردد ، ولى خداوند را چنان چه شايسته است نشناسد .
سپس فرمود : اى معاويه ! محمد - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - خداوند متعال را با چشم مشاهده نكرد ؛ چون ديدن دو گونه است : ديدن قلب و ديدن چشم . آن كه مىگويد پيامبر ، خدا را ديد و يا اهل ايمان ، خداوند را در بهشت مىبينند مرادش ديدن قلب باشد ، درست مىگويد و اگر مرادش ديدن با چشم باشد ، به خداوند و آيات او كافر شده است . . .
بالاترين و لازمترين واجب براى انسان ، شناخت پروردگار و اعتراف به بندگى اوست و چارچوب شناخت پروردگار به اين است كه انسان بداند ، هيچ معبودى جز او نيست و مانند و مثلى ندارد . . .
سفارش جامع اخلاقى
855 . « عن الصّادق جعفرِ بنِ محمّدٍ - عليهالسّلام - أنّه جاءَ إليه رجلٌ فقال له : بِأبى أنت و أمّى يا بنَ رسولِ اللَّهِ ! علّمِنى موعِظةً . فقال لَه - عليهالسّلام - : إن كان اللَّهُ تبارَك و تَعالى قَدْ تكَفَّل بِالرّزق ، فاهتِمامُك لِم اذا و إن كان الرّزقُ مقَسوماً ، فالحِرصُ لِم اذا و إن كان الحسابُ حقّاً ، فالجَمع لِم اذا و إن كان الثوّابُ عن اللَّه حقّاً ، فالكَسَلُ لِم اذا . . . و إن كان العقوبةُ من اللَّه - عزَّوجلَّ - النارَ ، فالمعصيةُ لِم اذا و إن كان الموتُ حقّاً ، فالَفرحُ لِم اذا و إن كان العَرضُ على اللَّه حقّاً ، فالمَكُر لِم اذا و إن كان الشّيطانُ عدوّاً ، فالغِفلةُ لِم اذا و إن كان المَمرُّ على الصراطِ حقّاً ، فالعُجُبِ لِم اذا و إن كان كلُّ شىءٍ بِقضاءٍ و قَدَرٍ ، فالحُزنُ لِم اذا و إن كان الدّنيا فانيةً ،