( 212 )
« لَبَّيْكَ داعِىَ اللَّهِ ، إِنْ كانَ لَمْ يُجِبْكَ بَدَنِى عِنْدَ اسْتِغاثَتِكَ ، وَ لِسانِى عِنْدَ اسْتِنْصارِكَ ، فَقَدْ أَجابَكَ قَلْبِى وَ سَمْعِى وَ بَصَرِى سُبْحانَ رَبِّنا إِنْ كانَ وَعْدُ رَبِّنا لَمَفْعُولًا . » « 1 »
لبيك اى فراخواننده به سوى خدا ، اگر هنگام فريادخواهى تو ، تن من و هنگام يارىطلبىات زبانم به تو پاسخ نداد ، قطعاً دل ، گوش و چشم [ دلم ] به تو پاسخ مثبت دادند . پاكا پروردگار ما ، قطعاً وعدهى او تحقق خواهد يافت .
اجابت سيدالشهداء - عليهالسّلام - به عوالم مثالى و نورى
امام معصوم - عليهالسّلام - و همچنين خواننده اين زيارت با بيان فوق چه مىخواهد بگويد اگر : « لَمْ يُجِبْكَ بَدَنِى » فرموده شده ، چگونه ممكن است : « أَجابَكَ قَلْبِى وَ سَمْعِى وَ بَصَرِى » تحقق پيدا كند .
گمان مىشود مراد از اين بيان ، قلب و گوش و چشم عوالم مثالى نورى و تنزّلى تا برزخى اراده شده ؛ زيرا آنها پيش از عالم ماده و با عالم مادى ( به بيانى كه گذشت ) وجود داشته و دارند و شناساى آن وجود مقدّس - عليهالسّلام - به طريق اولى بودهاند ، جمله :
سُبْحانَ رَبِّنا إِنْ كانَ وَعْدُ رَبِّنا لَمَفْعُولًا
« 2 » ؛ ( منزّه است پروردگار ما ، كه وعدهى پروردگار ما قطعاً انجام شدنى است . ) ( كه از آيه شريفه در تعريف گفتار آنان كه صاحب علمند ، گرفته شده ) را مىتوان شاهد بر تحقق چنان امرى دانست كه بدن ، او - عليهالسّلام - را اجابت نكرده ، ولى قلب و سمع و بصر اجابت نموده باشد ؛ چرا كه كار ، كار خدايى است و ممكن است به عوالم ديگر بشر اجابت را عنايت فرموده باشد .
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 712 .
( 2 ) . سورهى اسراء ، آيهى 108 .