موجودى به حسب ظاهر ، همواره اظهار خضوع و ذلّت به در مقابل آن كس مىكند كه ولى نعمت او باشد ( در بعض و يا در تمام امور ) وقتى بنا باشد به نظر واقع همه مظاهر ، عالم ملكىشان بستگى به عالم ملكوتىشان داشته باشد و جلالى و يا جمالى يا امكان ندارد خضوع و ذلّت تكوينى و غيرتكوينى و بلكه تشريعى جنّ و انس در پيشگاه غير او سبحانه باشد . بنابراين ، حضرت خضر - عليهالسّلام - و يا امام اميرالمؤمنين - عليه آلاف التحيّة و الثّناء - اگر آن بيانات را مىگويند ، از مشاهده خويش خبر مىدهند و ديگران - اگر آن شهود را ندارند - از واقع امر خبر مىدهند ؛ نه آن كه دروغ بگويند .
( 181 )
« وَ بِوَجْهِكَ الْباقِى بَعْدَ [ فَناءِ ] كُلِّ شَىْءٍ ، وَ بِأَسْمائِكَ الَّتِى غَلَبْتَ [ مَلَأَتْ ] أَرْكانَ كُلِّ شَىْءٍ ، وَ بِعِلْمِكَ الَّذِى أَحاطَ بِكُلِّ شَىْءٍ ، وَ بِنُورِ وَجْهِكَ الَّذِى أَضاءَ لَهُ كُلُّ شَىْءٍ ، يا نُورُ يا قُدُّوسُ يا أَوَّلَ الْأَوَّلِينَ وَ يا آخِرَ الْآخِرِينَ . » « 1 »
و به روى [ ذات ، يا اسما و صفات ] پايدار تو پس از فناى همه چيز و به اسمهايت كه بر پايههاى هر چيزى چيره گرديده است و به حق دانشت كه بر هر چيزى احاطه يافته و به فروغ رويت كه همه چيز را روشن گردانيده است . اى نور ، اى پاكِ پاك ، اى سرآغاز پيشنيان و اى پايان پايانها .
ظهور و دوام هستى به اسماء و صفات حق تعالى
آرى ، تمام مظاهر جهان هستى ظهور يافته اسماى جلاليه و جماليّه حقّ سبحانه مىباشند - نه آن كه خود اسماء هستند تا گفته شود چون فانى شدند ، اسماء نيز به فنا مىگرايند - و وجه الهى كه در ابتداى جملههاى فوق آمده ، همان اسماء و كمالات او سبحانه مىباشد كه با ذاتش عينيّت دارند و به بقاى ذات ، بقاى وجه نيز باقى خواهد بود . با اين توضيح ، اگر
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 707 .