فرموده شده : « وَ بِوَجْهِكَ الْباقِى . . . » ، شايد به جهتى باشد كه گفته شد و نيز نظر به اين كه هر چيز و هر موجود و مخلوقى به حقّ سبحانه و اسماء و كمالاتش - كه عينّيت با ذاتش دارند و محيط به آنها مىباشد - وجود و بناء و حيات دارند ، ممكن نيست بدون او سبحانه بودى داشته باشند ، لذا فرموده شده : « غَلَبْتَ وَ يا مَلَأَتْ أَرْكانَ كُلِّ شَىْءٍ » .
و نظر به اين كه مظاهر جهان هستى ، معلوم پروردگار ( به اصطلاح ) و ظهور يافته علم او سبحانه مىباشند ، فرموده شده : « وَ بِعِلْمِكَ الَّذِى أَحاطَ بِكُلِّ شَىْءٍ » و به اعتبار اين كه هر مظهرى خودنمايىاش به اعتبارى به اسماء و كمالات اوست و به اعتبارى به ذات حضرت بارى تعالى ( زيرا اسماى او جداى از ذاتش نمىباشند ) فرموده شده : « وَ بِنُورِ وَجْهِكَ الَّذِى أَضاءَ لَهُ كُلُّ شَىْءٍ » و نظر به اين كه توهم نشود نور وجه الهى چون نورهاى مادّى مىباشد فرموده شده : « يا نُورُ وَ يا قُدُّوسُ » و براى اين كه توهّم نشود ظهور مظاهر با بود حضرت حقّ و اسمايش قرين بودهاند و تا آخر هم چنيناند فرموده شده : « يا أَوَّلَ الْأَوَّلِينَ وَ يا آخِرَ الْآخِرِينَ » . اين بود توضيح مختصرى كه از جملههاى فوق ( از اوّل دعا ) تا بخش فوق كه به نظر مىرسيد ، واللَّه العالم .
نبايد تنها انتظار جهات جمالى از حق تعالى داشت
بيانات دعاهاى مأثوره از معصومين - عليهمالسّلام - و همچنين اين دعاى خضر - عليهالسّلام - ، با بيانات اسماى جماليه و جلاليّه شروع شده ، تا به خواننده بفهمانند حقّ سبحانه ، عالَمْ ومظاهر را با ابتداء و صفت و اسم جمال و جلال برپا داشته و همواره نبايد انتظار جهات جمالى را از حضرتش در تمام حالات داشت .
( 182 )
« أَللَّهُمَّ اغْفِرْ لِىَ الذُّنُوبَ الَّتِى تَهْتِكُ الْعِصَمَ ، أَللَّهُمَّ اغْفِرْ لِىَ الذُّنُوبَ الَّتِى تُنَزِّلُ النِّقَمَ ، أَللَّهُمَّ اغْفِرْ لِىَ الذُّنُوبَ الَّتِى تُغَيِّرُ النِّعَمَ ، أَللَّهُمَّ اغْفِرَ لِىَ