اوّل ، جمله : « آمَنْتُ إِلَيْكَ بِلا إِلهَ إِلّا أَنْتَ . » نيز آمده و در بخش سوّم تهليل : « يا لا إِلهَ إِلّا أَنْتَ » ، جملههاى ديگر : « إِجْعَلْنِى فِى هذِهِ اللَّيْلَةِ » آمده است . در واقع مىتوان گفت تمام جملههاى بعد از بخش اوّل تا : « جَرِيرَتِهِ » ، توضيح دهندهى دو بخش اوّل مىباشد .
امّا اين كه التجاء و فزع براى چيست مىفرمايد :
( 165 )
« فَقَدِ اسْتَجَرْتُ بِكَ مِنْ ذُنُوبِى ، وَلَجَأْتُ إِلَيْكَ فِى سَتْرِ عُيُوبِى ، أَللَّهُمَّ ، فَجُدْ عَلَىَّ بِكَرَمِكَ وَ فَضْلِكَ ، وَ احْطُطْ خَطاياىَ بِحِلْمِكَ وَ عَفْوِكَ ، وَ تَغَمَّدْنِى فِى هذِهِ اللَّيْلَةِ بِسابِغِ كَرامَتِكَ . » « 1 »
من از گناهان به درگاه تو پناهنده شدهام و در رابطه با پوشيدن عيبهايم ، به تو پناه آوردهام . خدايا ، پس كرامت و تفضل خود را به من ارزانى دار و خطاهاى مرا با بردبارى و گذشتت بريز و در اين شب با كرامت فراگير و كاملت بپوش .
تأثير گناه و خطا و آمرزش الهى در كمالات نفسانى
از بيانات فوق به خوبى ظاهر مىشود كه گناه و خطا ، چه اثرات سوء و بدى را در عدم نيل مؤمن به مقامات معنوى دارد و برعكس ، آمرزش الهى چه اثرات شايستهاى در بهرهمندى از منزلتهاى والاى انسانى دارد .
گويا تمام سخنان فوق و حاجت اخير براى آمادگى و نيل به حاجتهاى آتيه مىباشد كه فرموده شده :
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 696 .