كس ديگر ؟ فرمود : . . . اين امر بعد از من ، از آن كسى است كه نسبت او با من ، همانند نسبت هارون از موسى مىباشد . پس خداوند متعال آياتِ
عَمَّ يَتَساءَلُونَ * عَنِ النَّبَإِ الْعَظِيمِ * الَّذِي هُمْ فِيهِ مُخْتَلِفُونَ
را نازل نمود ، [ و منظور از اختلاف آنان اين است كه : ] گروهى از آنان ، ولايت و خلافت تو را باور دارند و برخى آن دو را تكذيب مىكنند ، سپس فرمود :
كَلَّا
و اين ردّ آنان است و
سَيَعْلَمُونَ
يعنى به زودى خواهند دانست كه بعد از تو ، خلافت او حقّ است . و
ثُمَّ كَلَّا سَيَعْلَمُونَ
يعنى ولايت و خلافت او را خواهند شناخت ، آنگاه كه در گورهايشان دربارهى آن از آنها مىپرسند ، پس هيچ مردهاى در شرق و غرب و دريا و صحرا نمىماند ؛ مگر آنكه مُنْكر و نكير بعد از مرگ دربارهى ولايت اميرمؤمنان - عليهالسّلام - از او مىپرسند ، به اين صورت كه به ميّت مىگويند : پروردگار تو كيست ؟ دين تو چيست ؟ پيامبرت كيست ؟ امام تو كيست ؟
و در حديثى آمده است كه در جنگ صفين ، يكى از افراد جمعيّت با شمشير و قرآنى كه با خود داشت ، به ميدان آمد و مبارز طلبيد و آيهى شريفه :
عَمَّ يَتَساءَلُونَ * عَنِ النَّبَإِ الْعَظِيمِ
را مىخواند ، اميرالمؤمنين - عليهالسّلام - به او فرمود :
« أَتَعْرِفُ النَّبَأَ الْعَظِيمَ الَّذِى هُمْ فِيهِ مُخْتَلِفُونَ ؟ » قالَ : لا . فَقالَ - عليهالسّلام - : أَنَا وَ اللَّهِ النَّبَأُ الْعَظِيمُ الَّذِى فِيهِ اخْتَلَفْتُمْ ، وَ عَلى وِلايَتِى تَنازَعْتُمْ ، وَ عَنْ وِلايَتِى رَجَعْتُمْ بَعْدَ ما قَبِلْتُمْ وَ بِبَغْيِكُمْ هَلَكْتُمْ بَعْدَ ما بِسَيْفِى نَجَوْتُمْ ، وَ يَوْمَ الْغَدِيرِ قَدْ عَلِمْتُمْ ، وَ يَوْمَ الْقِيامَةِ تَعْلَمُونَ ما عَمِلْتُمْ ، ثُمَّ عَلا بِسَيْفِهِ فَرْمى بِرَأْسِهِ وَ يَدِهِ . » « 1 »
آيا مىدانى كه مقصود از اين خبر بزرگ - كه مردم در آن اختلاف دارند - چيست ؟
عرض كرد : خير . فرمود : به خدا سوگند ، من همان خبر بزرگى هستم كه مردم در مورد من اختلاف و در ولايت من تنازع و ستيز مىكنند و شما بعد از اين كه ولايت مرا پذيرفتيد ، از آن برگشتيد و به واسطهى ظلم و تجاوز خود هلاك شديد
هامش
( 1 ) . بحارالانوار ، ج 36 ، ص 2 ، حديث 4 .