- عجّل اللَّه تعالى فرجه الشّريف - را يادآور شويم تا نهتنها منزلت اميرالمؤمنين - عليهالسّلام - ، بلكه همهى اوصياى او - عليهالسّلام - ، نزد خداوند معلوم شود و معلوم شود آن چه درباره آنان - عليهمالسّلام - آمده ، قطرهاى از درياى شگرف مقام آنان - عليهمالسّلام - است .
« أَللَّهُمَّ ! إِنِّى أَسْألُكَ بِمَعانِى جَمِيعِ ما يَدْعُوكَ بِهِ وُلاةُ أَمْرِكَ ، أَلْمَأْمُونُونَ عَلى سِرِّكَ ، أَلْمُسْتَسِّرُونَ [ أَلْمُسْتَبْسِرُّونَ ] بِأَمْرِكَ ، أَلْواصِفُونَ لِقُدْرَتِكَ ، أَلْمُعْلِنُونَ لِعَظَمَتِكَ ، وَ أَسْأَلُكَ بِما نَطَقَ فِيهِمْ مِنْ مَشِيَّتِكَ ، فَجَعَلْتَهُمْ مَعادِنَ لِكَلِماتِكَ ، وَ أَرْكاناً لِتَوْحِيدِكَ وَ آياتِكَ وَ مَقاماتِكَ الَّتِى لاتَعْطِيلَ لَها فِى كُلِّ مَكانٍ يَعْرِفُكَ بِها مَنْ عَرَفَكَ ، لافَرْقَ بَيْنَكَ وَ بَيْنَها إِلّا أَنَّهُمْ عِبادُكَ وَ خَلْقُكَ ، فَتْقُها وَ رَتْقُها بِيَدِكَ ، بَدْؤُها مِنْكَ وَعَوْدُها إِلَيْكَ ، أَعْضاءٌ وَ أَشْهادٌ وَ مُناةٌ وَ أَزْوادٌ وَ حَفَظَةٌ وَ رُوّادٌ ، فَبِهِمْ [ فَهُمْ ] مَلَأْتَ سَماءَكَ وَ أَرْضَكَ حَتّى ظَهَرَ لاإِلهَ إِلّا أَنْتَ . » « 1 »
خداوندا ، به معانى همهى دعاهايى كه واليان امر ، امانت داران اسرارت ، رازداران [ بشارت دهندگان به ] امور تو ، توصيف كنندگان قدرتت ، آشكار كنندگان عظمتت ، تو را بدان خواندهاند ؛ از تو درخواست مىكنم و نيز به آن چه خواست تو دربارهى آنان گويا گرديد و در نتيجه آنان را معادن سخنان ، پايههاى توحيد ، نشانهها و مقامهايت - كه در هيچ جايى فرو گذاشته نمىشوند - قرار دادى و هر كس تو را بشناسد ، به [ وسيلهى ] آنان مىشناسد و هيچ فرقى ميان تو و آنان نيست ، جز آن كه آنان بنده و آفريدهى تواند و فتق و رتق امور آنان به دست تو است و آغازشان از تو است و به سوى تو باز مىگردند ، يعنى ياوران ، گواهان ، آزمودگان ، اندوختگان ، حافظان و پيشوايانى كه آسمان و زمين را با آنان آكنده نمودهاى تا اين كه آشكار گرديده كه معبودى جز تو نيست .
در پايان دو جمله بخش فوق زيارت ، دو بخش ديگر از بيانات درباره فضايل اميرالمؤمنين - عليهالسّلام - آمده و فرموده شده : خود را بر قبر بيفكن و ببوس و بگو :
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 646 .