- هُوَ اللَّهُ الَّذِي لا إِلهَ إِلَّا هُوَ عالِمُ الْغَيْبِ وَ الشَّهادَةِ هُوَ الرَّحْمنُ الرَّحِيمُ
« 1 »
اوست خدايى كه غير از او معبودى نيست ، دانندهى غيب و آشكار است ، اوست رحمتگر مهربان .
و آيات ديگرى كه به كمالات الهى و صفات والاى او مشير است .
پس از توجّه به معانى آيات فوق ، اگر حضرت حقّ سبحانه مىفرمايد :
إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً
« 2 »
من در زمين جانشينى خواهم گماشت .
و خلافت را نيز به تعليم اسماء مشخص فرموده :
وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها
« 3 »
و [ خدا ، معانى ] همهى نامها را به آدم آموخت .
و آنان كه اين اسماء ، به تمام معنى ، در آنها پياده شده و يا متلبس به تمام معنى به آن شدهاند را معرّفى فرموده :
أَنْبِئُونِي بِأَسْماءِ هؤُلاءِ
« 4 »
از اسامى اينها به من خبر دهيد .
با اين همه ، آيا شخص خواننده از معناى خلافت ، خيرى جز معناى قايممقامى حقّ سبحانه در تمام كمالات الهى و پياده نمودن هر امر كمالى را به اذن اللَّه به اعتبار :
جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ
مىفهمد ؟
در احاديث ، بياناتى شبيه به معناى خلافت آمده كه باز معرّف مقام و منزلت والاى آنان است ، از جمله در حديث قرب نوافل آمده است :
- « وَ ما تَقَرَّبَ إِلَىَّ عَبْدٌ بِشَىْءٍ أَحَبَّ إِلَىَّ مِمَّا افْتَرَضْتُ عَلَيْهِ وَ إِنَّهُ لَيَتَقَرَّبُ إِلَىَّ بِالنّافِلَةِ حَتّى أُحِبَّهُ ، فَإِذا أَحْبَبْتُهُ كُنْتُ سَمْعَهُ الَّذِى يَسْمَعُ بِهِ ، وَ بَصَرَهُ الَّذِى يُبْصِرُ
هامش
( 1 ) . سورهى حشر ، آيهى 22 .
( 2 ) . سورهى بقره ، آيهى 30 .
( 3 ) . سورهى بقره ، آيهى 31 .
( 4 ) . سورهى بقره ، آيهى 31 .