خصوص من آموخت ، كه هرحديث از آن داراى هزار در و هر در داراى هزار كليد است .
- « إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - عَلَّمَنِى أَلْفَ بابٍ مِنَ الْحَلالِ وَ الْحَرامِ ، وَ مِمّا كانَ وَ مِمّا يَكُونُ إِلى يَوْمِ الْقِيامَةِ ، كُلُّ بابٍ مِنْها يَفْتَحُ أَلْفَ بابٍ ، فَذلِكَ أَلْفُ أَلْفِ بابٍ حَتّى عَلِمْتُ عِلْمَ الْمَنايا وَ الْبَلايا وَ فَصْلَ الْخِطابِ . » « 1 »
رسول خدا - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - هزار در از حلال و حرام و از آن چه در گذشته رخ داده و تا روز قيامت رخ مىدهد ، به من آموخت ، كه از هردرِ آن هزار ، در گشوده مىگردد ، كه مجموعاً يك ميليون در مىشود ، تا اين كه دانش « منَايا و بلايا » [ يعنى اطّلاع از زمان مرگ افراد و بلايايى كه در آينده رخ مىدهد ] و دانش « فصلالخطاب » [ يعنى : گفتن سخنان جامع ، موجز و فيصله دهنده ] را آموختم .
- « أَوْصانِى النَّبِىُّ - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - إِذا أَنَامِتُّ فَغَسِّلْنِى بِسِتِّ قُرَبِ مِنْ بِئْرِ غَرس ، فَإِذا فَرَغْتَ مِنْ غُسْلِى ، فَأَدْرِجْنِى فِى أَكْفانِى ، ثُمَّ ضَعْ فاكَ عَلى فَمى : قالَ :
فَفَعَلْتُ وَ أَنْبَأنىِ بِما هُوَ كائِنٌ إِلى يَوْمِ الْقِيامَةِ . » « 2 »
پيامبر اكرم - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - به من وصيت نمود كه وقتى از دنيا رفتم ، با شش مشك آب از چاه « غرس » مرا غسل بده و هنگامىكه از غسل فراغت پيدا نمودى ، در كفن بگذار ، سپس دهانت را بردهانم بگذار . اين چنين كردم و آن حضرت در اين هنگام ، مرا از تمام رخدادهايى كه تا روز قيامت اتفاق مىافتد ، آگاه نمود .
و بسيارى احاديث ديگر .
امّا اين كه آن عطايا - كه رسول اللَّه - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - به على - عليهالسّلام - عنايت فرموده - آثار انبياى گذشته باشد ( گرچه مطلبى است قطعى ، ولى ) گمان مىشود : « جَزِيل الْحَباءِ » در اين جا ، به آن آثار اطلاق نشده ، بلكه آنها هم يكى از عطايايى است كه رسول اللَّه - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - به حضرتش عطا فرموده است .
هامش
( 1 ) . بحارالانوار ، ج 40 ، ص 130 ، حديث 6 .
( 2 ) . بحارالانوار ، ج 40 ، ص 213 ، حديث 1 .