است ؛ يكى در زمان رسول اللَّه - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - و ديگرى بعد از حيات آن بزرگوار و در روايتى ، موارد زيادتر ديگرى نيز بازگو شده است . « 1 » و امّا رواياتى كه در مقام بيان ردّ شمس براى آن حضرت - عليهالسّلام - در حيات رسول اللَّه - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - مىباشد ، بيشتر آنها با مختصر اختلافى داراى يك مضمون مىباشند و در اين جا به ذكر چند حديث ( و عين عبارت عربى با ترجمه آن ) اكتفا مىكنيم . در حديثى آمده است :
- « صَلِّى رَسُولُ اللَّهِ الْعَصْرَ فَجاءَ عَلِىٌّ - عليهالسّلام - وَ لَمْ يَكُنْ صَلّاها ، فَأَوْحَى اللَّهُ إِلى رَسُولِهِ عِنْدَ ذلِكَ ، فَوَضَعَ رَأْسَهُ فِى حِجْرِ عَلِىٍّ - عليهالسّلام - فَقامَ رَسُولُ اللَّهِ - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - عَنْ حِجْرِهِ حِينَ قامَ وَ قَدْ غَرُبَتِ الشَّمْسُ فَقالَ : يا عَلِّى ، أَما صَلَّيْتَ الْعَصْرَ ؟ فَقالَ : لايا رَسُولَ اللَّهِ ! قالَ رَسُولُ اللَّهِ - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - :
أَللَّهُمَّ ! إِنَّ عَلِيّاً كانَ فِى طاعَتِكَ ، فَرُدَّتْ عَلَيْهِ الشَّمْسُ عِنْدَ ذلِكَ . » « 2 »
رسول خدا - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - نماز عصر را خواند و علىّ - عليهالسّلام - آمد و ديد كه نماز را خواندهاند ، و نتوانست آن را در وقت بخواند ، در اين هنگام ، خداوند به رسول خود وحى نمود و آن حضرت سر مبارك خود را در دامن علىّ - عليهالسّلام - گذاشت ، تا اين كه رسول خدا - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - ، سر از دامن آن حضرت برداشت و اين هنگامى بود كه خورشيد غروب كرده بود . لذا رسول خدا - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - به علىّ - عليهالسّلام - فرمود : اى علىّ ! آيا نماز عصر را خواندهاى ؟ عرض كرد : خير ، اى رسول خدا ، رسول خدا - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - فرمود : خداوندا ! به راستى كه علىّ - عليهالسّلام - در طاعت تو بود ، در اين هنگام خورشيد براى او بازگشت .
- « إِنَّ عَلِيّاً - عليهالسّلام - بَعَثَهُ رَسُولُ اللَّهِ - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - فِى بَعْضِ الْأُمُورِ بَعْدَ صَلاةِ الظُّهْرِ وَ انْصَرَفَ مِنْ جِهَتِهِ تِلْكَ وَ قَدْ صَلّى رَسُولُ اللَّهِ
هامش
( 1 ) . بحارالانوار ، ج 41 ، ص 172 ، باب 109 ، حديث 10 .
( 2 ) . بحارالانوار ، ج 41 ، ص 169 ، حديث 4 از باب 109 .