بودن حضرت باشد كه در احاديث بدان اشاره شده است . « 1 » همهى احتمالات مذكور ، براى آيه عظمى بودن وى ، قابل توجيه مىباشد .
( 1102 )
« أَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا قائِدَ الْغُرِّ الْمُحَجَّلِينَ الْأَتْقِياءِ . » « 2 »
سلام بر تو اى پيشواى افراد متّقى ، اى كه اعضايشان نورانى است .
معناى نورانى بودن اعضاى اميرالمؤمنين - عليهالسّلام -
« مُحَجَّل » در لغت ، به اسبى مىگويند كه تمام دست و پايش و يا بعضى از آنها و يا قسمتى از آنها « سپيد » باشد و فرموده شده اين تعبير در دعا ، به ظاهر شدن نور از اعضاى وضوى اهل ايمان در قيامت نظر دارد و از آن جا كه اميرالمؤمنين - عليهالسّلام - در اين جهان ، پيشواى اهل ايمان و در قيامت نيز چنين است ، چنين تعبيرى دربارهى ايشان آمده است . خداوند مىفرمايد :
- يَوْمَ تَرَى الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِناتِ يَسْعى نُورُهُمْ بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَ بِأَيْمانِهِمْ بُشْراكُمُ الْيَوْمَ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدِينَ فِيها ذلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ
« 3 »
آن روز كه مردان و زنان مؤمن را مىبينى كه نورشان پيشاپيششان و به جانب راستشان دوان است . [ به آنها گويند ] امروز شما را مژده باد به باغهايى كه از زير [ درختان ] آن نهرها روان است در آنها جاودانيد ، اين است همان كاميابى بزرگ .
- وَ الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ رُسُلِهِ أُولئِكَ هُمُ الصِّدِّيقُونَ وَ الشُّهَداءُ عِنْدَ رَبِّهِمْ لَهُمْ أَجْرُهُمْ وَ نُورُهُمْ وَ الَّذِينَ كَفَرُوا وَ كَذَّبُوا بِآياتِنا أُولئِكَ أَصْحابُ الْجَحِيمِ
« 4 »
و كسانى كه به خدا و پيامبران وى ايمان آوردهاند ، آنان همان راستيانند و پيش
هامش
( 1 ) . به رسالهى ظهور نور يا الشموس المضيئه رجوع شود .
( 2 ) . اقبال الاعمال ، ص 608 .
( 3 ) . سورهى حديد ، آيهى 12 .
( 4 ) . سورهى حديد ، آيهى 19 .