2 . اشاره به پياده نمودن تمام منزلت خلافتاللّهى خويش و ظهور دادن اسماى الهى كه خداوند همه بشر و او را متلبّس به آن نموده است .
- إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً
« 1 »
من در زمين ، جانشينى خواهم گماشت .
- وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها
« 2 »
و [ خدا ] معانى همهى نامها را به آدم آموخت .
به اين بيان كه : موقعيّتى براى وى پيش آمد كه با به كار انداختن اسماى جلاليه و جماليه الهى ، استوارى خويش را در مقابل پيشآمدهاى زمان تحمّل نمود و آن معنا براى ديگر از انبيا و اوصيا - عليهمالسّلام - پيش نيامده بود ، تا لازم شود آنان نيز چون وى عمل نمايند .
3 . اشاره به عظمت منزلت آن حضرت در مقام و منزلت جانشينى بعد از رسول اللَّه - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - باشد تا آنان كه ديگران را بر او - عليهالسّلام - مورد توجّه قرار دادهاند ، از كرده خويش پشيمان گردند .
4 . اشاره به اين كه آن حضرت - عليهالسّلام - تنها آيتى است كه مىتواند معرّف خداوند باشد .
5 . اشاره به برترى آن حضرت - عليهالسّلام - از نظر كمال و انتصاب الهى از انبيا و اوصياى گذشته - عليهمالسّلام - .
6 . اشاره به اوّلين وصىّ رسول اللَّه - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - بودن وى - عليهالسّلام - و اين كه ساير اوصيا - عليهمالسّلام - از نسل آن حضرت - عليهالسّلام - مىباشند و در پايان ، بايد خاتم اوصيا - عليهمالسّلام - كه جهانيان و انبيا - عليهمالسّلام - از اوّل ، انتظار ظهور موفور السّرورِ وى را مىكشيدهاند ، از نسل او باشد .
7 . اشاره به رجعات مكرّر وى در زمان رجعت انبيا و اوليا - عليهمالسّلام - و دابّةاللَّه
هامش
( 1 ) . سورهى بقره ، آيهى 30 .
( 2 ) . سورهى بقره ، آيهى 31 .