شرّ و يا نقص ايمان را اختيار كرده و با اين عمل ، به اصل و ريشه خود نمىتوانند لطمه و ضررى وارد سازند ، چرا كه اگر بيدارى براى آنان حاصل شود ، باز به اصل و ريشه خود بازگشتهاند . بنابراين خير و شرّ - چه از نظر الهى و چه از نظر اجتماع - به اعتبار اختيار بندگان نامگذارى مىشود و خداوند متعال انبيا و اوليا - عليهمالسّلام - را خوب و كفّار و منافقين و فسّاق و نواقص الايمان را ( به هر مرحلهاى باشند ، بد مىشمارد ) و مردم اجتماع نيز چنين قضاوتى را نسبت به يكديگر دارند .
نظم خاص عالم به دست حق تعالى و تأثير صلوات در بركات نازله
پس از اين مقدّمه مىگوييم : جملههاى اوّل دعا « أَنْتَ اللَّهُ الْعَلِيمُ . . . قادِر » ، شايد اشاره به نظم خاص عالم و فروريختن نعمتهاى گوناگون آن و توانايى تدبير عالم بدان گونه باشد كه فرموده شده : « أَلْخالِقُ الرّازِقُ ، وَ أَنْتَ اللَّهُ الْقَدِيرُ الْمُقْتَدِر » و مسألت صلوات بر محمّد و آل او ، توجّه دادن به اين است كه واسطههاى فيض الهى و خلقت عالم هستى ، اين برجستگان عالم وجودند ( كه اكمل انبيا و اوصيايند - صلوات اللَّه عليهم اجمعين - ) و نيز بايد بركت اين ماه و محفوظ ماندن از شرور آن را با توسّل به آنان از خداوند درخواست نمود و با جملههاى : « تُعَرِّفَنا بَرَكَةَ هذَا الشَّهْرِ . . . وَ تَصْرِّفَ عَنّا شَرَّهُ » به جريان خلقت بر فطرت - كه نتيجهگيرى از تعليم اسماء در عالم خاكى و محفوظ ماندن از انحراف است - اشاره مىفرمايد ( از اين رو در پايان مىفرمايد : « وَ تَجْعَلَنا فِيهِ مِنَ الْفائِزِينَ » ) و مىفرمايد :
( 1070 )
« أَللَّهُمَّ ! صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ عَلى آلِ مُحَمَّدٍ ، وَ اجْعَلْنِى أَكْثَرَ الْعالَمِينَ قَدْراً ، وَ أَبْسَطَهُمْ عِلْماً ، وَ أَغْرَّهُمْ عِنْدَكَ مَقاماً ، وَ أَكْرَمَهُمْ لَدَيْكَ جاهاً ، كَما خَلَقْتَ آدَمَ - عليهالسّلام - مِنْ تُرابٍ ، وَ نَفَخْتَ فِيهِ مِنْ رُوحِكَ ، وَ