خداوند - تباركوتعالى - ، عالَم را بر نظم خاصّى خلق فرموده « 1 » و با اضداد و ظهورات اسم جلال و جمالش آميخته و جز خير از آن ، براى بندگانش اراده نداشته و ندارد و چنان كه صورتاً نام خير و شرّ بر روى سال ، ماه و ايّام گذاشته مىشود ، به حساب قياس و برداشتى است كه هر كس از آن به نسبت گذشته و حال فعلى خود مىنمايد و يا به حساب برداشت امور خير و شرّى است كه به واسطه پيشآمدهاى گوناگون بر آن نام مىگذارد و اگر معصومين - عليهمالسّلام - ذكر از خير و شرّ ايّام و ليالى و هفته و ماه مىنمايند ، باز به حسابهاى خاصّى است كه خود مىدانند و يا در احاديث ، نسبت به سال و ماه و روز و شب و غيره به آن اشاره فرمودهاند . « 2 » ذكر خير و شرّ در احاديث دليل بر آن نيست كه در نظم آفرينش اوّليه عالم تغيير حاصل شده ، بلكه دليل است بر اين كه خداوند به علّتهايى براى ايّام و سال و ماه و هفته ، شرافت قايل شده و يا آنها را به واسطه عملكرد بَدِ جامعه و يا امور ديگر ، از اوّل عالم بد به حساب آورده و يا بندگان به حساب گذشته و آينده خويش نام آنها را خوب و بد مىگذارند و چنان كه گاه گاهى در نظم عالم از نظر جَوّى تغييرى ديده مىشود و يا پيش مىآيد ، علّت آن نيست كه در اصل نظم عالم تغييرى حاصل شد ، بلكه كردههاى خوب و بد بندگان الهى باعث مىشود كه خداوند نعمتى را از عدّهاى قطع و آن را به جمعيّتى ديگر عطا فرمايد و برعكس . و گرنه خداوند متعال انسان را پيش از خلقت مادّى ، جامع تمام كمالات خويش و بر فطرت توحيدى تكويناً خلق فرموده و نيز تكويناً به او ، همه اسمايش را تعليم نموده و در خلقت مادّى ، بر همان فطرت توحيدى مىباشد و هرگز از چنين خلقتى جز خير محض ، نبايد صادر شود و اگر برجستگان الهى در عالم خاكى ، فطرت خلقت ازلى خويش را حفظ نمودهاند ، خير محض را در ايّام عمرشان اختيار فرمودهاند و چنان چه ديگران بىاعتناى به امر فطرى - به كلّى و يا بعض آن - مىباشند ، خود كفر و
هامش
( 1 ) . سال ، ماه ، روز ، شب ، چهار فصل و . . .
( 2 ) . سزاوار است احاديثى كه وارد است ملاحظه شود ، بحارالانوار ، ج 59 ، ص 1 ، باب 14 و ص 1 - 14 باب 22 .