منم ، من ، خدايى كه جز من خدايى نيست ، پس مرا پرستش كن و به ياد من نماز برپا دار .
- وَ أَنْ أَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفاً وَ لا تَكُونَنَّ مِنَ الْمُشْرِكِينَ
« 1 » [ به من دستور داده شده است ] كه استوار و مستقيم و بدون انحراف ، به دين روى آور و زنهار از مشركان مباش .
و در آيهاى مىفرمايد :
فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها
« 2 »
پس روى خود را با گرايش تمام به حقّ ، به سوى دين كن ، همان سرشتى كه خدا مردم را بر آن سرشته است .
و سخن ابراهيم - عليهالسّلام - را اينگونه نقل مىفرمايد :
رَبِّ اجْعَلْنِي مُقِيمَ الصَّلاةِ وَ مِنْ ذُرِّيَّتِي رَبَّنا وَ تَقَبَّلْ دُعاءِ
« 3 »
پروردگارا ! مرا و نيز افرادى از فرزندان و ذرّيهام را برپا دارنده نماز بدار و نيز پروردگارا ! دعايم را بپذير .
و نسبت به صفات مخبتين مىفرمايد :
وَ الْمُقِيمِي الصَّلاةِ
« 4 »
و برپا دارندگان نماز .
بنابراين ، معلوم مىشود انبيا و اوصيا - عليهمالسّلام - ، همانگونه كه خود مأمور بودهاند اقامهى نماز كنند ( به بيانى كه گذشت ) ، مأمور بودهاند امّت خويش را به اقامه آن چنان نماز راهنمايى كنند ، نه اين كه تنها به نماز خواندن دعوت نمايند ؛ زيرا نماز خواندن ، بىتوجّه به محتواى نماز ، صورتى است خالى از حقيقت ( اگرچه بايد خوانده و با آن اسقاط تكليف شود ) .
هامش
( 1 ) . سورهى يونس ، آيهى 105 .
( 2 ) . سورهى روم ، آيهى 30 .
( 3 ) . سورهى ابراهيم ، آيهى 40 .
( 4 ) . سورهى حجّ ، آيهى 35 .