( 1022 )
« أَللَّهُمَّ ! إِنِّى أَسْأَلُكَ . . . أَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ ، وَ أَنْ تُبَلِغَنِى فِى هذَا الْيَوْمِ أُمْنِيَّةَ الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ . » « 1 »
خداوندا ! از تو مىخواهم . . . كه برمحمّد و آل محمّد درود فرستى و در اين روز به آرزويم ، در رابطه با دنيا و آخرت ، نايل گردانى .
معناى تقاضاى ايمنى به دنيا و آخرت از سوى معصوم - عليهالسّلام - و غيرمعصوم
ممكن است مراد از ايمنى دنيا و آخرت ، ايمنى ظاهرى دو جهان و يا ايمنى معنوى از خطرات عالم طبع و تعلّقات آن باشد ، اگر چه به حساب مقام عصمتى كه دارند ، ابتلاى به آنها امكان ندارد ؛ ولى چون گرفتار جهان خاكى و آثار آنند ، چنين تقاضايى مىكنند :
« تُبَلِغَنِى فِى هذَا الْيَوْمِ أُمْنِيَّةَ الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ . »
گمان مىشود احتمال دوّم اراده شده باشد ، اگرچه احتمال اوّل نيز خالى از وجه نمىباشد ؛ زيرا دوّم در سايه اوّل حاصل مىشود ، ولى امام - عليهالسّلام - نهايت نظرش از آن تقاضا « تُبَلِغَنِى . . . أُمْنِيَّةَ » ، گويا جز اين نمىتواند باشد كه : كمالات و منزلتهاى معنوى فطرتش را كه هيچ گاه فراموش ننموده ، در خلقت مادّى اين جهان تا پايان عمر پياده نمايد و خشنودى الهى را به دست آورد و با انجام خواستههاى او سبحانه ، منزلتهاى معنوى اخروى را نيز حايز باشد ، جمله ذيل بخش فوق : « أَنْ تُصْلِحَ لِى أَحْوالَ الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ » « 2 » ؛ ( امور دنيا و آخرتم را اصلاح فرمايى . ) شاهد برمعناى فوق است .
و امّا براى غير از امام - عليهالسّلام - ، اين تقاضا بايد براى از قوّه به فعل درآمدن منزلتهاى نهفته معنوى باشد ، تا در دنيا و آخرت نزد پروردگار متعال سرافكنده و شرمنده نباشد .
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 492 .
( 2 ) . همان .