ابتداى جمله با واو عطف ، اضافه خواهد شد و توضيح جملههاى گذشته ، شاهدى است بر اين كه دست و قلب و . . . همه انسانها به حق سبحانه و نامهاى او - كه عين ذاتش مىباشند - بستگى دارند ، چنان كه به آنها قسم خورده شده است . بنابراين سزاوار است به بيان جملههاى ديگر از دعاى فوق پرداخته شود .
اهميت مغفرت الهى به بنده
اوّلين حاجت كه در اين دعا و بيشتر دعاها از خداوند مسألت شده ، آمرزش گناهان است : « أَنْ تَغْفِرَ لِى » ، علّت آن در گذشته ذكر شد ، نكتهاى كه اين جا بايد بدان توجه كرد اين است كه با لفظ « لِى » آمده است و به نفع آمرزش براى خواننده اشاره دارد و اين كه او را از ظلمتهاى گناهان و لغزشهاى گذشته ، نجات مىبخشد .
جمله دوّم : « وَ تُصْلِحَ لِى أَمْرِى كُلَّهُ » ، شامل امور دنيوى و اخروى و معنوى مىشود ؛ ولى آمرزش گناهان كه در جمله گذشته آمده بود ، اثر تمامى براى حاصل شدن آنها دارد ، چنان كه احاديث « 1 » بسيارى شاهد بر آن است .
زشتى غفلت ولو يك لحظه
جملهى سوم : « وَ لا تَكِلْنِى إِلى نَفْسِى . . . وَ لا أَكْثَرَ » معناى كلام اجمالى رسول اللَّه - صلّى اللَّه عليه و آله و سّلم - : « لا تَكِلْنِى إِلى نَفْسِى طَرْفَةَ عَيْنٍ أَبَداً » « 2 » ؛ ( هيچ گاه مرا حتّى به اندازهى يك چشم بر هم زدن به خود وامگذار . ) و كلام حضرت صادق - عليهالسّلام - : « لا تَكِلْنِى إِلى نَفْسِى طَرْفَةَ عَيْنٍ ، لا أَقَلَّ وَ لا أَكْثَرَ مِنْ ذلِكَ » « 3 » ؛ ( حتّى به اندازهى يك چشم بر هم زدن مرا به خود وامگذار ، نه كمتر از اين و نه بيشتر از آن . ) را به شايستگى تبيين مىنمايد . به اضافه در ذيل آن جملهى : « فِى شَىْءٍ مِنْ أُمُورِى وَ لا إِلى أَحَدٍ مِنْ خَلْقِكَ » دارد و اين خود شاهد است كه لحظهاى به خود واگذار شدن ، از نظر انداختن خدا به حساب مىآيد و آن
هامش
( 1 ) . وسائل الشيعه ، ج 4 و 11 .
( 2 ) . بحارالانوار ، ج 14 ص 384 قسمتى از حديث 2 .
( 3 ) . بحارالانوار ج 14 ص 387 ، حديث 6 .