الْأَلْبابِ
« 1 »
مسلّماً در آفرينش آسمانها و زمين و در پى يكديگر آمدن شب و روز ، براى خردمندان ، نشانههايى [ قانع كننده ] است .
- إِنَّ فِي اخْتِلافِ اللَّيْلِ وَ النَّهارِ وَ ما خَلَقَ اللَّهُ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَتَّقُونَ
« 2 »
به راستى در آمد و رفت شب و روز و آن چه خدا در آسمانها و زمين آفريده ، براى مردمى كه پروا دارند ، دلايلى [ آشكار ] است .
- وَ سَخَّرَ لَكُمُ اللَّيْلَ وَ النَّهارَ وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ وَ النُّجُومُ مُسَخَّراتٌ بِأَمْرِهِ إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ
« 3 »
و شب و روز و خورشيد و ماه را براى شما رام گردانيد و ستارگان به فرمان او مسخّر شدهاند . مسلّماً در اين [ امور ] براى مردمى كه تعقّل مىكنند ، نشانههاست .
علم نافع ؛ آن چه بشر را به غرض غايى خلقت متوجه مىسازد
از تمامى اين آيات و بسيارى از آيات ديگر شبيه به آنها استفاده مىشود كه علم نافع در جمله دعاى فوق ، بايد در مرحلهى اوّل ، علمى باشد كه بشر را توجّه به غرض غايى از خلقتِ :
وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ
« 4 » ؛ ( و جنّ و انس را نيافريدم ، جز براى آن كه مرا بپرستند . ) بدهد و ريشهى آن در مرحلهى اوّل همان راهنمايى است كه بشر از تعليم تكوينى :
وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها
« 5 » ؛ ( و [ خدا ] همه [ معانى ] نامها را به آدم آموخت . ) و :
فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها
« 6 » ؛ ( همان سرشتى كه خدا مردم را بر آن سرشته است . ) كسب مىكند و چنان چه از آن محجوب شده باشد ، با توجه به آيات الهى و راهنمايى انبيا و اوصيا - عليهمالسّلام - بدان منتقل مىگردد و كم كم موجبات شناسايى فطرى برايش
هامش
( 1 ) . سورهى آل عمران ، آيهى 190 .
( 2 ) . سورهى يونس ، آيهى 6 .
( 3 ) . سورهى نحل ، آيهى 12 .
( 4 ) . سورهى ذاريات ، آيهى 56 .
( 5 ) . سورهى بقره ، آيهى 31 .
( 6 ) . سورهى روم ، آيهى 30 .