معناى دقيق الهام شكر براى معصوم - عليهالسّلام - و غير معصوم
از جملهى فوق كه فرموده شده : « شُكْرَكَ » ، به صيغهى مفرد و كاف خطاب و فرموده شده : « أَلْهِمْنِى » ، معلوم مىشود شكر نعمتهاى الهى غير از شكر اوست ؛ زيرا نعمتهاى الهى ( از نفس كشيدن و چشم بر هم زدن گرفته تا ديگر نعمتهاى بزرگ كه به انسان عطا شده ) هر كدام به اقتضاى خود شكرى ظاهرى مىطلبد ، شكر زبانى نيز كوچكترين شكر است كه آن هم به حساب نعمت زبان و گويا بودن آن بايد باشد .
بنابراين ، شكر الهى كه فرموده شد « شُكْرَكَ » ، به مطلب دقيقترى اشاره دارد و آن ، شكر بر نعمت معنويّت و بر فطرت توحيد و تعليم نامها و لياقت حمل امانت و شهادت بر اخذ ميثاق مىباشد ( البته همگى آنها به يك امر برگشت مىكند ) و در اين امر ، عموم مردم ( به حساب فراموشى و غفلت از آن امر معنوى ) احتياج به الهام الهى دارند ، تا باز در عالم عنصرى به معنويّت ازليشان توجه نمايند و اما انبيا و اوصيا - عليهمالسّلام - كه بر آن عهد استوارند و فراموش نكردهاند و به توجّهشان توجه دارند ، اگر تقاضاى الهام بنمايند ، الهامِ دوامِ توجّه را درخواست مىنمايند . تمام امور و حوايج دوازدهگانه ديگر كه خواهد آمد ، همگى بستگى به الهامِ امر اوّل ، كه الهام شكر الهى است ، ( به بيانى كه براى شكر نموديم ) دارد .
( 933 )
« أَللَّهُمَّ . . . وَ عَلِّمْنِى حُكْمَكَ . » « 1 »
خدايا . . . و فرمانت را به من بياموز .
تطبيق احكام ظاهر و معنوى با فطرت الهى
آرى ، تعليم حكم و احكام ظاهرى و معنوى اخلاقى بشر ، با فطرت الهى و مطابقت با آن ربط دارد ؛ زيرا خداوند مىفرمايد :
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 444 .