كمالات او سبحانه چون كمالات بندگان و موجوداتش ، كثرت تصوّر مىشود ؛ چرا كه اسامى و كمالات او سبحانه ، عين ذات و مقدّس و پاكيزه از كثرت و تعدّد مىباشند ، در عين اين كه اشراق آسمانها و زمينها و گشوده شدن ظلمتها ، به وجه او حاصل مىشود . ممكن است منظور از حوايج بعد از قَسَم به وجه كريم و قدّوس و صلوات ، حوايج معنوى يعنى : فرج شخصى از هموم و غموم و غيره ناشى از عالم طبع باشد تا منزلت واقعى و انسانيّت هر شخص پامال غفلتها نگردد ، به بيانى كه در بخش ششم از اين دعا گذشت .
( 902 )
« أَللَّهُمَّ ! أَسْأَلُكَ يا مَنْ لا تَراهُ الْعُيُونُ ! . . . أَنْ تَجْعَلَ خَيْرَ عُمْرِى آخِرَهُ ، وَ خَيْرَ عَمَلِى خواتِمَهُ ، وَ خَيْرَ أَيّامِى يَوْمَ أَلْقاكَ ، إِنَّكَ عَلى كُلِّ شَىْءٍ قَدِيرٌ . » « 1 »
خداوندا ! اى كسى كه ديدهها تو را نمىبينند . . . از تو مىخواهم كه بهترين بخش از عمر من را آخرش و بهترين عملم را آخرين عملهايم و بهترين روزهايم را روزى قرار دهى كه با تو ملاقات مىكنم . به راستى كه تو بر هر چيز توانايى .
وضعيت عموم مؤمنين نسبت به زمان توجه به معنويات
در اين بخش خداوند ، به امور بسيارى توصيف شده كه توصيفات ، مناسبت با مسألتهاى ذيل آن دارد .
آرى ، بشر مؤمن ( به جز معصومين - عليهمالسّلام - ) معمولًا به اقتضاى عالم طبيعى و شهوات گوناگون آن ، در كودكى و جوانى تا حدود 40 سالگى ، نمىتواند مطلق شهوات
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 437 و 438 .