حلّ خواهد شد . با اين همه ، از اشاره به اين مطلب ناگزيريم كه : همان گونه كه ظهورات و كمالاتِ همهى اشياء به ذات و اسامى و صفات الهى ( كه محيط به همهى اشياء است ) مىباشد ، آسمانها ( به هر معنايى كه گفته شود ) و زمينها ( به هر معنايى كه تصوّر شود ) نيز از مظاهر الهى مىباشند و بود و تكيه گاه و قيام و جمال و زينت و نوظهور بودنشان به بودِ او سبحانه مىباشد ، از اين رو ، فرموده شده : « يا نُورَ السَّماواتِ وَالْأَرَضِينَ . . . » و چون همگى را از جهات مختلف تغيير و تبديلى مىباشد و ظهوراتشان به كمالات متعدّده مشاهده مىشود ، اما كثرت كمالات و وحدت ذات در او سبحانه راه ندارد - بلكه كمالاتش با ذاتش عينيّت دارد - در آخر فرموده شده : « يا ذَا الْجَلالِ وَالْإِكْرامِ ! » يعنى : در عين اين كه او سبحانه همه چيز آسمانها و زمينهاست و همه را به كرامت خويش كمال داده ، خود ، صاحب جلال و عظمتى است كه همه به اويند و او به كسى و چيزى تكيه نكرده است ، حتّى به كمالات خويش ؛ در دعاى عرفهى سيّدالشهدا - عليهالسّلام - مىخوانيم : « إِلهِى ! أَنْتَ الْغَنِىُّ بِذاتِكَ أَنْ يَصِلَ إِلَيْكَ النَّفْعُ مِنْكَ ، فَكَيْفَ لا تَكُونُ غَنِيّاً عَنِّى ؟ ! » « 1 » ؛ ( معبودا ! تو با ذات خويش از آن بىنيازى كه سودى از ناحيهى تو به تو برسد ، پس چگونه از من بىنياز نباشى ؟ ! )
احتمال مىرود مراد از سماوات و ارضين ، تنها آن دو نباشند ، بلكه مظاهر آنها هم اراده شده باشد .
( 901 )
« أَللَّهُمَّ ! إِنِّى أَسْأَلُكَ بِوَجْهِكَ الْكَرِيمِ ، أَلنُّورِ الْمُشْرِقِ الْحَىِّ الْباقِى الدّائِمِ ، وَ بِوَجْهِكَ الْقُدُّوسِ الَّذِى أَشْرَقَتْ لَهُ السَّماواتُ وَالْأَرَضُونَ ، وَانْفَلَقَتْ بِهِ الظُّلُماتُ ، أَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ ، وَ أَنْ تُفَرِّجَ
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 349 .