( 897 )
« أَللَّهُمَّ ! وَ قَدْ أَكْدَى الطّلَبُ ، وَ أَعْيَتِ الْحِيَلُ إِلّا عِنْدَكَ ، وَ سُدَّتِ الْمَذاهِبُ وَ ضاقَتِ الطُّرُقُ إِلّا إِلَيْكَ ، وَ خابَتِ الثِّقَةُ ، وَاخْتَلَفَ الظَّنُّ إِلّا بِكَ ، وَ تَصَرَّمَتِ الْأَشْياءُ وَ كَذَّبَتِ الْعِداتُ إِلّا عِدَتُكَ . » « 1 »
خداوندا ، درخواستها به نوميدى گراييده و چارهجويىها جز در نزد تو به درماندگى مبدل شده و روشها مسدود و راهها جز به سوى تو تنگ است و [ اعتماد جز بر تو به نوميدى گراييده ] و گمان [ نيك ] جز به تو مخالف با خواسته درآمده و همهى اشيا گسسته و نابود مىگردند و همهى وعدهها جز وعدهى تو خلاف واقع است .
مشاهدهى مظاهر به نظر فنا و اعتبار
براى توضيح اين جملهها ، بايد شخصيّتى چون معصوم - عليهالسّلام - را در نظر گرفت و مثال زد كه ديدهى دلش گشوده مىباشد و به هر چه مىنگرد ، خداوند را محيط به آن و با آن مىبيند ، آن گاه جملههاى فوق را مورد تأمل قرار داد ؛ زيرا اينان - عليهمالسّلام - و تابعين واقعى آنانند كه خود و عالم را به ديدهى ديگرى مىنگرند و خواستههاى خويش را نزد او سبحانه مىدانند و هر كجا به هر امرى كه دست مىزنند ، حقّ سبحانه را پيش از آن و با آن و بعد از آن مىبينند ؛ لذا در تمام حركات و سكون به غير حق تكيه ندارند و اگر به مظاهر هم مىنگرند ، به نظر فنا و اعتبارى و سايه بودن آنها است ، نه آن كه مظاهر - نعوذباللَّه - خدايند ، بلكه آنان را ( با ديدهى بصيرت ) قائم به او و ظهور يافته و به دو برقرار مىبينند . اين جاست كه مىفرمايند : « أَللَّهُمَّ ، قَدْ أَكْدَى الطَّلَبُ . . . » و چنان كه ديگران هم گفتار فوق را بگويند ، از واقع امر خبر مىدهند ، اگر چه توجّه به آن بيانات نداشته باشند . دليل بر بيان فوق ، جملههاى ذيل آن است كه مىفرمايد :
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 435 .