خداوندا ! ستايش براى تو ، ستايشى بر روى ستايش و تمامى اسمهاى تو ستايشى ويژه دارند و در هر چيز براى تو ستايش است و تمامى چيزها بندهى تواند .
تحليل معناى « هر چيزى عبد خداست »
آن چه در جهان هستى و آفرينش الهى ظهور و بروز پيدا كرده و مىكند ، همه ظهور يافتهى نامها و صفات و كمالات حقّ سبحانه مىباشند و به خود ، بودى نداشته و ندارند ؛ بنابراين اگر فرموده شده : « حَمْداً عَلى حَمْدٍ » بدين جهت است كه شخص حمد و ستايش كننده ، توجه داشته باشد كه گفتن حمد را نيز به خود نمىتواند و آن را به اسمى از نامهاى الهى اداء مىنمايد ؛ از اين رو ، بلافاصله مىفرمايد : « وَ لِكُلِّ أَسْمائِكَ حَمْدٌ » چرا كه بدون اسم ، هيچ حركت و سكونى در عالم تحقّق پيدا نخواهد كرد ، چه رسد به خلق انسان و جنّ و مَلَك و فلك و . . . به همين جهت است كه بلافاصله مىفرمايد : « وَ فِى كُلِّ شَىْءٍ لَكَ حَمْدٌ » ستايش را نمىتوان در حقيقت براى اسباب و مسبّبات قرار داد ؛ زيرا اسباب و مسبّبات نيز ساخته و ظهور يافتهى اسامى و كمالات و به تعبير ظريفتر ، ذات الهى مىباشند و در واقع ، به هستى او سبحانه است كه وجود همهى اشياء ، صورت هستى به خود گرفتهاند ؛ و از اين جا معناى جملهى آخر : « وَ كُلُّ شَىْءٍ لَكَ عَبْدٌ » روشن مىگردد ؛ چرا كه عبد و بنده به كسى مىگويند كه از خود هيچ ندارد . خداوند به رسولش - صلّى اللَّه عليه و آله و سّلم - مىفرمايد :
- قُلْ إِنَّما أُمِرْتُ أَنْ أَعْبُدَ اللَّهَ وَ لا أُشْرِكَ بِهِ إِلَيْهِ أَدْعُوا وَ إِلَيْهِ مَآبِ
« 1 »
بگو ، جز اين نيست كه من مأمورم خدا را بپرستم و به او شرك نورزم ، به سوى او مىخوانم و بازگشتم به سوى اوست .
- إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ
« 2 »
هامش
( 1 ) . سورهى رعد ، آيهى 36 .
( 2 ) . سورهى فاتحه ، آيهى 5 .