روشن مىشود ، بلكه جمله دوم و سوم نيز با بيانات گذشته معلوم خواهد شد . براى توضيح بيشتر مىگوييم : همان گونه كه حضرت حق سبحانه گفتار خود را به طريق تمثيل رايج ميان مردمان پياده مىفرمايد ، معصومين - عليهمالسّلام - نيز چنيناند ؛ چرا كه فهم عموم بشر جز اين گونه سخن گفتن را اقتضا ندارد .
از آن موارد ، كلمات توحيدى اين دعاست ؛ در اين بخش ، از لفظ علوّ و مالكيّت و بطون استفاده شده ، چنان چه كسى بخواهد به آسمان ، خورشيد ، ماه و چيزهايى كه در بالا و فوق قرار دارد اشاره كند ، نام علوّ بر آن مىگذارد و مىگويد : آنها در بالا قرار دارند و اگر بخواهد به قدرت و سلطه كسى اشاره كند ، از مالكيّت آن شخص سخن به ميان مىآورد و چون بخواهد از سلطهى معنوى كسى به باطن فوايد اشياء و يا رموز علوم و غيره سخن بگويد ، به خبره بودن و آگاهىاش گفتگو مىكند ؛ اما آن كس كه خداوند را به علم اليقين و يا عين اليقين و يا حقّ اليقين شناخته ، الفاظ توحيدى الهى - تباركوتعالى - و معصومين - عليهمالسّلام - را به همان گونه كه او را شناخته ، معنى مىكند ؛ علوّ و مالكيّت و باطنيّت را به احاطهى ذاتىاش به شراشر اجزاى عالم وجود و ظهور و قدرت و آگاهىاش را به صفات و كمالاتش كه عين ذات او سبحانه مىباشد ( به اعتبار مظاهرش ) ، معنى مىكند . با اين همه حضرت به بيان گذشته اكتفا نفرموده ، مىفرمايد :
( 831 )
« أَنْتَ . . . وَ عَلى كُلِّ شَىْءٍ ظَهَرْتَ ، عَلِمْتَ خائِنَةَ الْأَعْيُنِ وَ ما تُخْفِى الصُّدُورُ ، وَ تَعْلَم ما تَحْمِلُ كُلُّ أُنْثى وَ ما تَضَعُ ، وَ ما تَغِيضُ الْأَرْحامُ وَ ما تَزْدادُ ، وَ كُلُّ شَىْءٍ عِنْدَهُ بِمِقْدارٍ . » « 1 »
. . . و بر فراز هر چيز آشكارى [ يا : چيرهاى ] و از خيانت ديدهها و آن چه را
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 370 .